تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
( اولا ) احوال و احكام يك فرد شخصى از جهت اينكه فرد و مباين با ديگرى است بفرد ديگر سرايت نميكند ، و حتى بدليل تمثيل كه ناقص‌ترين ادله است حكم يك جزئى را بجزئى ديگر سرايت ميدهند . ليكن از جهت شركت داشتن آنها در يك امر كلى . ( ثانيا ) وجود شخص را از جهت جزئى بودن نميتوان ثابت كرد زيرا دليل ، يا ثابت‌كردن معلول از علت و يا ثابت نمودن علت از معلول است و موجود جزئى از دو جزء تركيب يافته : يكى طبيعت مشتركه و ديگرى عوارض مشخصه كه ماده معيّن و زمان و مكان و اوضاع و احوال شخصى مىباشد . فرد از جهت عوارض مشخصه خاصيتى ندارد . نه علت چيز ديگرى مىباشد و نه معلول ديگرى ميگردد . مثلا فرد آتش از جهت عوارض مشخصه سوزان نيست بلكه بواسطهء طبيعت مشتركهء آتشى و حرارت كلى سوزان است . بنابراين قضاياى شخصيه از جهت جزئى بودن حكم در علوم مورد استفاده نيستند . ( ثالثا ) امر مشخص مادى دائما در معرض تحول و تغير و زوال است و در هرلحظه ممكن است حكمى كه داشته از آن سلب شده و به نقيض آن حكم محكوم شده باشد به اين جهت قضاياى شخصيه و امور فردى متعلق علم واقع نشده و هميشه مظنون و مشكوك ميباشند . « رابعا » امر متشخص جزئى تا از جهتى كلى نبوده و جهت اشتراك و كليت در آن ملاحظه نشده باشد نه موضوع قضيه واقع مىشود و نه محمول آن زيرا تا در يك امر كلى شركت نداشته باشد مصداق چيزى
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 332 | صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) / عبدالمحسن مشكوة الدينى