تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
( 406 ) اين عمل كه امكان و امتناع را جزء محمول قرار دهند مطابق با واقع و حقيقت است زيرا وقتى مىخواهيم محمولى را براى موضوع ثابت كنيم امكان و امتناع جزء مقصود و مطلوب ما ميباشند . و ميخواهيم بدانيم كتابتى كه براى انسان ثابت مىشود چگونه كتابتى مىباشد . آيا كتابت ممكن و يا غيرممكن است و باعتبار اين جزء كه امكان است . كتابت براى انسان ضرورى خواهد بود . ( 407 ) زيرا امكان از ممكن و وجوب از واجب و امتناع از ممتنع قابل جدائى نيست و اگر قابل جدائى باشد يكى از دو محظور لازم مىآيد . ( 408 ) يا آنكه بايستى امكان بدل بوجوب يا امتناع گردد و آن انقلاب حيثيت و محال است . ( 409 ) و يا آنكه با زوال امكان و امتناع موضوع از هرسه ماده خالى بماند . و خالى بودن ماهيت از جهات سه‌گانه مستلزم آنست كه حالت چهارمى غير از آن سه حالت براى ماهيت تصور شود و منفصله حقيقيه نباشد در صورتى كه دليل ثابت‌كردن جهات بطوريكه گذشت قضيهء منفصلهء حقيقيه مىباشد . ( 410 ) در همهء قضايا يك ماده بيشتر وجود نداشته و آن ضرورت است . و امكان و امتناع از ضرورت حكايت ميكنند و ضرورت مادهء امكان و امتناع و رابط بين همهء محمولات بموضوعات است . ( 411 ) مصنف كتاب ما در آخر كلمهء « فافهم » را آورده و امر بدقت نموده است شايد نظرش از دقت در مطلب اين باشد كه درست است در متن واقع جز ضرورت چيز ديگرى نيست ليكن از نظر تحليل عقلى