( 391 ) امكان و امتناع حقيقت واقعى ندارد . زيرا امكان بمعنى قوه و ابهام و ترديد در وقوع و لا وقوع چيزى است و حال آنكه هر چيزى در متن واقع بوقت خود و با همهء علل و شرايط وجودى خود موجود است . و يا موجود نيست . پس همهچيز واجب و ضرورى مىباشد .
( 392 ) امتناع نيز امر سلبى و عدمى مىباشد و سلب و عدم حقيقت و تميز واقعى ندارد زيرا تميز اعدام اعتبارى است .
( 393 ) قضاياى سلبيه و شرطيه و ممكنه كه راجع بيك موضوع و محمول ميباشند بيان حال وجود و ضرورت وجود را ميكنند و همگى نمايندهء يك قضيهء ثابت دائم واقعى ميباشند .
( 394 ) از مطالب گذشته كه بطور مقدمه ذكر شد معلوم گرديد كه مفاد و نتيجه از همهء انواع قضايائيكه دربارهء يك موضوع و محمول تشكيل مىشود يكى بيش نيست . مفاد همه يك قضيهء موجبهء حمليهء ضروريهء كليه است . و قضاياى سالبه و شرطيه و جزئيه و ممكنه عبارات مختلف و بيانات متفاوتى هستند كه همگى همان نتيجهء حمليهء كليه موجبهء ضروريه را ميرسانند .
( 395 ) بنابراين اختلاف قضايا بحسب عوارض است و از تركيبهاى مختلف بر آن عارض ميگردد و همگى اصناف همان قضيهء ضروريه كليه موجبه ميباشند .
مثلا وقتى ميگوئيم بعضى از مردم اگر گاهى سفر دريا كنند ممكن است جان بدر نبرند مفاد و نتيجهء اين قضيه آنست كه بگوئيم هر كسى در سفر دريا با وجود طوفان و سوار شدن بر كشتى ناقص البته
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 330
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٣٣٠