( 358 ) قضايائيكه به قيد لا ضرورت تقيد مييابند عبارتند از :
مطلقهء عامه . و ممكنهء عامه .
( 359 ) لا دوام بطور التزام بر مطلقهء عامه دلالت دارد هرچند معنى اصلى و مفهوم مطابقى لا دوام مطلقهء عامه نيست . زيرا مفهوم مطابقى لا دوام انقطاع ايجاب است . و در صورتى كه ايجاب در تمام زمانها نباشد ناچار در يكى از زمانها سلب حاصل خواهد بود و همان فعليت سلب معنى اطلاق است .
( 360 ) لا ضرورت نيز ملازم با امكان عام مىباشد . زيرا سلب ضرورت از طرف مخالف مساوى با امكان عام است .
( 361 ) بطوركلى هرقضيهاى كه قيد قضيه ديگر قرار داده مىشود بايستى با اصل در سلب و ايجاب مخالف باشد مثلا اگر در قضيه اصل حكم به ضرورت بحسب وصف شده باشد در جزء ديگر حكم به سلب دوام بحسب ذات خواهد بود . و اگر در اصل ضرورت بحسب وصف سلب شده باشد . در جزء دوم دوام بحسب ذات ايجاب ميگردد .
تفصيل هريك از مركبات هفتگانه و اسامى آنها از اينقرار است :
( اول ) مشروطهء خاصه :
( 362 ) هرگاه مشروطهء عامه را به قيد لا دوام بحسب ذات مقيد نمايند . مشروطهء خاصه ناميده مىشود . مثل آنكه گفته شود : البته هرنويسندهاى انگشتانش در حركت است . نه هميشه . معنى نه هميشه مطلقهء عامه و اين قضيه است : هر نويسندهاى در يكى از اوقات انگشتانش در حركت نميباشد .
- 20 -