( چهارم ) منتشره
( 366 ) مركّب است از منتشرهء مطلقه و مطلقه عامه . مفاد اين قضيه ضرورت ثبوت محمول براى موضوع در وقت غيرمعينى از اوقات وجود موضوع است با قيد اينكه حكم دائمى نيست . مثل هر انسانى بطور ضرورت در زمان غيرمعينى نفسكش مىباشد « نه هميشه » و معنى نه هميشه آنست كه هرانسانى در يك وقتى نفسكش نيست .
( 367 ) در اين دو قضيه كه وقتيه و منتشرهاند پس از تركيب كلمهء مطلقه و عامّه را از آخر منتشرهء مطلقه و وقتيهء مطلقه انداخته و همان وقتيه و منتشره را براى مركب نام تعيين كردهاند .
( پنجم ) وجوديه لا دائمه
( 368 ) مركب است از دو مطلقهء عامه كه يكى موجبه و ديگرى سالبه مىباشد .
مفاد اين قضيه آنست كه محمول در يك زمان براى موضوع ثابت و در يك زمان غيرثابت است مطلقهء عامه در جزء اول معنى مطابقى و در جزء دوم مدلول التزامى قضيه است . مثل هرانسانى در يك زمانى خندان است ( نه هميشه ) معنى نه هميشه آنست كه انسان در يك زمانى خندان نيست .
( ششم ) وجوديه لا ضروريه
( 369 ) مركب است از مطلقهء عامه و ممكنهء عامه . جزء اول اصل . و جزء دوم مدلول التزامى قضيه است . مفاد قضيه آنست كه محمول