مشروطهء عامه كه جزء اول است موجبه و جزء دوم كه مطلقهء عامه است سالبه مىباشد .
( دوم ) عرفيه خاصه
( 363 ) هرگاه عرفيه عامه را با قيد لا دوام تركيب نمايند عرفيه خاصه بوجود مىآيد . مثل آنكه گفته شود : هركس در خواب است تا زمانيكه در خواب است از همهچيز غفلت دارد . « نه هميشه » معنى نه هميشه كه مطلقهء عامه است آنست كه هركسى كه در خواب است در يكى از زمانها غافل نميباشد .
مثال ديگر : هر نويسندهاى تا زمانيكه مينويسد انگشتانش در حركت است « نه هميشه » در اين دو مثال نيز جزء اول موجبه و جزء دوم سالبه مىباشد .
( 364 ) در اين دو قضيه كلمه عامه را كه در اصل موجود است انداخته و كلمهء خاصه را بجاى عامه مىافزايند و نام دو قضيهء مزبور مشروطهء خاصه و عرفيه خاصه ميگردد .
( سوم ) وقتيه
( 365 ) وقتيه از وقتيه مطلقه و مطلقهء عامه تركيب يافته و مفادش حكم به ضرورت ثبوت محمول براى موضوع است در وقت معينى به اضافهء قيد لا دوام بحسب ذات . مثل آنكه گفته شود ماه در وقت حايل شدن زمين بين آن و خورشيد منخسف است « نه هميشه » معنى نه هميشه آن است كه در يك زمانى منخسف نميباشد .