دوام بحسب مفهوم اعم از ضرورتست . زيرا دوام بمعنى شمول و استمرار ثبوت محمول براى موضوع در تمام اوقات وجود موضوع است و استمرار ممكن است بدون ضرورت بوده باشد .
بنابراين ضرورت اخص از دوام است زيرا ضرورت بمعنى آن است كه انفكاك محمول از موضوع ممتنع باشد و چيزى كه ممتنع الانفكاك بوده باشد مسلما دائم خواهد بود .
( 348 ) اعميت دوام از ضرورت كه ذكر شد بحسب مفهوم آن دو بود و فعلا بايستى ملاحظه كنيم كه بحسب وجود با يكديگر چه رابطهاى دارند .
مسلم است دوام هيچ محمولى براى موضوع خود خالى از ضرورت نيست ليكن ضرورت بر دو قسم است : قسمى از آن معلول ذات موضوع و بدون هيچ قيد و شرط ديگريست و قسم دوم ضرورتى است كه علت ديگرى آن را ايجاب نموده است .
اگر ضرورت را بطورى اعتبار كنيم كه شامل هردو قسم گرديده و بمعنى مطلق بگيريم دوام با ضرورت مساوى خواهد بود . و اگر تنها قسم اول را كه ضرورت بدون قيد و بحسب ذات موضوع است معتبر شماريم دوام اعم از ضرورت خواهد گرديد زيرا ممكن است تصاحب محمول با موضوع دائمى و اتفاقى باشد . مثل آنكه حركت براى سيارات دائم است و ضرورى نيست و سفيدى بشره براى بعضى اقوام و بعضى افراد دائمى و غيرضرورى مىباشد .
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 316
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٣١٦