( پنجم ) قضيهء منتشرهء مطلقه :
( 345 ) قضيهايست كه بضرورت ثبوت محمول براى موضوع در وقت غيرمعينى حكم شده باشد مثل : هر انسانى بطور ضرورت در يك وقتى نفس ميكشد .
درجهء ضرورت در اين قضيه بعد از قسم سابق است . زيرا علت ضرورت مباين با ذات موضوع بوده و اشارهاى هم بوجود علت نشده و مبهم مىباشد .
( ششم ) ضروريه به شرط محمول :
( 346 ) قضيهايستكه دوام اتصاف موضوع بمحمول را شرط ضرورت ثبوت خود محمول براى موضوع قرار داده باشند . مثل هر انسانى بطور ضرورت تا وقتى نويسنده است . نويسنده مىباشد . همهء قضاياى فعليه اين ضرورت را دارا ميباشند زيرا هيچچيزى تا به حد ضرورت و وجوب نرسيده باشد فعليت پيدا نميكند .
اين قسم از ضرورت بعد از وقوع يافت مىشود در صورتى كه ضرورتهاى ديگر قبل از وجود ميباشند . اين ضرورت شبيه بضرورت ذاتيه است زيرا وقتى محمول جزء موضوع قرار داده شود و بگوئيم انسان نويسنده ، نويسنده است . مثل آنست كه گفته باشيم انسان حيوان است .
قضايائى كه موجه بدوام ميباشند
( 347 ) قسمى از قضاياى موجهه ، قضاياى دائمهاند . در اين قضايا ، حكم بدوام ثبوت محمول براى موضوع مقيد گرديده است .