( 339 ) ضرورت ذاتيه مطلق نيست . زيرا اطلاق در صورتى است كه قيد مادام الذات به آخر قضيه اتصال نيافته باشد در صورتى كه اين ضرورت محدود به زمان وجود موضوع است . پس اين قضيه را نميتوانيم از اقسام ضروريهء مطلقه بشمار آوريم .
( 340 ) ضروريهء ذاتيه هميشگى و مستمر نيست زيرا اين قضيه تا وقتى راست است كه موضوع وجود داشته باشد و با انتفاء موضوع قضيه موجبه بدل بسالبهاى خواهد شد كه منتفى بانتفاء موضوع است .
( 341 ) قضيه ضروريهء ذاتيه در مورد محمولات ذاتيه يا محمولات عرضيهاى صادق است كه بلاواسطه معلول ذات موضوع بوده و امر ديگرى در وجود و لزوم آنها دخالتى نداشته باشد . مثل قضيهء انسان حيوان است . و انسان ناطق است . و انسان استعداد نويسندگى دارد .
( 342 ) ضروريه ذاتيه ، واجد درجه دوم از ضرورت است . زيرا جز وجود موضوع شرط ديگرى ندارد .
( سوم ) مشروطهء عامه :
( 343 ) مشروطهء عامه قضيهايست كه ضرورت ثبوت محمول براى موضوع بدون شرط نبوده و بضرورت دوام صفت موضوع مشروط بوده باشد .
در تعريف مشروطهء عامه اختلاف است بعضى گفتهاند ضرورت محمول بايستى معلول صفت موضوع باشد . و بعضى گفتهاند بايستى ضرورت محمول در مدت دوام صفت بوده باشد و هرچند محمول معلول امر ديگرى بوده و مصاحبهء آنها اتفاقى باشد .