هستند كه ماهيت مجهول از آنها تأليف يافته است .
بنابراين تشكيل حد ممكن نيست مگر باينكه اجزاء و مقومات مفهومى ماهيت را گرد آورند و جملهاى فراهم نمايند كه اجناس و فصول ماهيت بتمامى در آن ذكر شده باشد .
ذوات بسيطه را جز بلوازم و آثار نميتوان تعريف كرد .
حدّ اشتراكات و امتيازات داخلى و ذاتى مجهول را بيان مىكند .
از تشكيل حد دو نتيجه بدست مىآيد :
( اول ) آنكه حد موجب تصور تفصيلى ذات و آگاهى يافتن از اجزاء مشتركه و اجزاء مميزه كه داخل در ذات مجهول هستند مىشود .
( دوم ) آنكه در نتيجهء تصور مشاركات و مميزات موجب تشخيص دادن افراد و مصاديق ماهيت مجهول از افراد و مصاديق ماهيات ديگر مىشود و تا حدّى شناسائى كامل نسبت بمجهول بوسيلهء حدّ حاصل ميگردد .
شرايط تشكيل حد
( 107 ) مقصود از حد بدست آوردن هردو نتيجهاى است كه ذكر شد و به اين جهت بايستى كاملا مراعات شود كه مقومات ذات يعنى اجناس و فصول همگى ذكر شوند . و اگر يكى از ميان بيفتد همهء ذاتيات شناخته نميشود و نتيجهايكه در نظر است عايد نميگردد . و اگر تنها نتيجهء دوم را در نظر گرفته باشيم يعنى بخواهيم افراد ماهيت معينى را از افراد بيگانه تشخيص بدهيم احتياجى بذكر فصول ذاتيه نيست و ميتوانيم مميزات عرضيه يعنى خاصه را بجاى فصل بياوريم زيرا تشخيص افراد ماهيت از افراد بيگانه از آن هم حاصل مىشود .