معرفت كامل هرچيزى آنست كه همه امور مذكور و هر گونه نسبت علّى يا معلولى يا نسبتهاى ديگر با واسطه يا بدون واسطه با هرچيزى دارد همگى بر ما مكشوف گردد . و چون اينگونه شناسائى كامل نسبت به هيچ چيز و براى هيچكس حاصل نميشود زيرا جزئيات و كليات جهان به يكديگر وابستهاند و هرچيزى با همه موجودات نسبتى دارد و اگر كسى بخواهد شناسائى كامل نسبت بذرهاى از ذرات جهان حاصل نمايد بايد به همه عالم وجود عارف گردد و اين گونه معرفتى جز براى آفريدگار جهان براى ديگرى ميسر نيست بنابراين معرفتها مختلف است و هركس نسبت بهرچيزى اندكى معرفت دارد بعضى بيشتر و بعضى كمتر .
از آنچه گفتيم دانسته شد كه معرّف بحسب اختلاف اجزاء و مواديكه در آن به كار برده شده و بحسب اختلاف مراتب معرفتيكه از آن نسبت بمجهول حاصل مىشود داراى اقسام و درجات مختلفى است و بعضى معرفتها كاملتر و بعضى ناقصترند و به اين جهت به حد و رسم تام و ناقص و حد وجودى و ماهيتى و حد كامل برهان و مبدأ برهان و نتيجهء برهان تقسيم ميگردد .
تعريف حد
( 106 ) حدّ قسمى از معرّف است كه موجب تصور خود شىء و شناسائى حقيقت مجهول گردد و اين گونه تعريفى جز در ماهيات و ذوات مركبه ممكن نيست . ذات مركب شناخته نميشود مگر بشناختن اجزاء مفهومى و ماهيتى آن چيز . و اجزاء مفهومى ، اجناس و فصولى