( قضيه اول ) هرچيزيكه معرّف بر آن صادق باشد معرّف نيز بر آن صادق خواهد بود .
( قضيه دوم ) در هرموردى معرّف منتفى باشد معرّف نيز تحقق پيدا نميكند .
قضيه دوم عكس نقيض قضيه اول است و باينجهت انعكاس ناميده شده است و عكس نقيض بطريقهء قدما آنست كه نقيض جزء دوم قضيه را اول قرار دهند و نقيض جزء اول را بجاى دوم ذكر كنند با بقاء صدق قضيه اول .
شرايط اصلى معرّف همين سه چيز است و جزئيات هريك دنبالهء مطالب ذكر خواهد شد .
اقسام معرف
( 105 ) معلوم شد كه معرف موجب شناسائى مجهول است و ماهيت معرف همان شناساندن مجهولات است .
شناختن هرچيزى درجات و مراتب مختلفى دارد و بانواع و اقسام متفاوتى هرچيزى را ميتوان شناخت .
نوعى از شناسائى معرفت خود شىء و ماهيت آنست . نوع ديگر آگاهى يافتن از صفات آن چيز و پى بردن بخواص و آثار و چگونگى تأثير و تأثر آن در امور ديگر است . شناختن مواد و علل ، فائده و نتيجهايكه از آن شىء عايد ما يا ديگرى مىشود و اطلاع يافتن بهر گونه نسبت مشابهت يا تضاد و روابط ديگريكه ما بين مجهول و امور ديگر است . همهء اين امور موجب نوعى تصور و شناسائى ميشوند و