و مجموع ماهيت با قيد نوعيت و با قيد كليت فقط وجود ذهنى دارد و به اين اعتبار عقلى ناميده مىشود .
آيا طبيعى موجود است يا نيست
( 102 ) كلى منطقى و عقلى مسلّما وجود خارجى ندارند و فقط در عقل موجود ميشوند اختلافيكه از قديم بوده و امروز نيز نزد فلاسفه مدنظر است آنست كه آيا طبيعى وجود خارجى دارد يا ندارد .
( اولا ) اختلاف است كه آيا خود ماهيت و طبيعت نوعيه تنها وجود ذهنى دارد يا در خارج نيز موجود است .
آنهائيكه ميگويند ماهيت در خارج موجود است باز اختلاف دارند كه آيا خود ماهيت وجود روحانى دارد يا در عالم ماده و اجسام موجود است .
در نتيجهء اين اختلافات چهار قول در مسئله يافت شده است :
( اول ) جمعى از فلاسفه ميگويند طبيعى فقط در ذهن موجود است و در خارج جز افراد و جزئيات چيزى موجود نيست .
اين قول را در اروپا « مثالى ذهنى » مينامند .
( قول دوم ) افلاطون ميگويد ماهيت در خارج ذهن موجود است ليكن ماهيت جوهرى واحد و ثابت و بسيط و غيرمتغير است و اين جهان كه دار زوال و حركت است جاى ماهيت جوهرى نيست .
خود ماهيت در عالم مجردات وجود واحد بسيط و مجرد عقلانى دارد و افراد كه مجموعهء اعراض و صفات طبايع و محل ظهور آثار آنها هستند در عالم ماده وجود پيدا ميكنند .