مىشود و قبلا بيان شد كه از برخورد جنس قريب با فصل قريب تحصل نوعى كامل و از تركيب جنس عالى يا متوسط با فصل بعيد تحصل ناقصى به عمل مىآيد و در هرصورت نوع اضافى يا حقيقى باشد خالى از وحدت نيست زيرا خالى از تحصل نيست . وحدت هريك به ميزان تحصل آن است ، مثلا جسم نامى بواسطهء برخورد با فصل حساس بنوع حيوان تحصل يافته و با قطع نظر از انواع مندرجه تحت آن يك حقيقت است و ما شى كه عرض مختص به حيوان است به اين اعتبار خاصه محسوب مىشود هرچند اگر از خود حيوانيت و از اينكه يك حقيقت نوعيه است صرف نظر كنيم و انواع مندرجهء تحت آن را به نظر آوريم حقايق مختلفه ميباشند .
( 97 ) بنابراين ماشى بيك اعتبار خاصه و باعتبار ديگر عرض عام است نسبت بنوع حيوان كه نوع اضافى است خاصه است و نسبت بانواع مندرجه تحت آن مثلا نسبت به انسان عرض عام محسوب مىشود و شيخ در منطق اشارات نيز خاصه را بهمينگونه تعريف نموده و شامل اين قسم شمرده است .
خاصهء شامل و غيرشامل
( 98 ) عرضيكه اختصاص بافراد يك ماهيت دارد گاهى شامل همهء افراد آن ماهيت مىشود و گاهى اختصاص بصنف مخصوصى از آن ماهيت دارد باينجهت خاصه بشامل و غيرشامل تقسيم مىشود .
خاصهء شامل : عرضى استكه اختصاص بافراد يك نوع داشته و همهء افراد آن نوع در آن شريك باشند مثل آنكه هرانسانى متعجب