ماشى هستند . در اينجا عرض عام خاصّهء اضافى مىباشد و همچنانكه خاصه مميز عرضى است ماشى نيز مميز عرضى واقع شده است .
( 101 )
كلى طبيعى . كلى منطقى . كلى عقلى
براى هريك از كليات پنجگانه كه ذكر شد اعتباراتى است كه باسامى طبيعى و منطقى و عقلى ناميده ميشوند . زيرا هريك از ماهيات را كه نوع يا جنس يا غير آنها ميناميم ممكن است يك بار صفت را به تنهائى مورد ملاحظه قرار دهيم و بار ديگر تنها بموصوف توجه داشته باشيم . و ميتوانيم مجموع صفت و موصوف را اعتبار كنيم . ماهيت به تنهائى طبيعى و مفهوم نوعيت يا جنسيت كه صفت آنست منطقى و مجموع صفت و موصوف عقلى ناميده مىشود . مثلا هرگاه بگوئيم انسان نوع است يا حيوان جنس است . انسان و حيوان به تنهائى نوع يا جنس طبيعى و جنسيت و نوعيت تنها جنس و نوع منطقى و مجموع انسان و نوع را نوع عقلى مينامند .
خود كلى نيز همين حالات سهگانه را دارد . يعنى هرگاه بگوئيم انسان كلى است انسان به تنهائى موصوف و كلى طبيعى است و كليت كه صفت انسان است منطقى و مجموع انسان كلى را كه صفت و موصوف است كلى عقلى مينامند .
وجه تسميهء هريك از آنها آنست كه خود ماهيت نوعيه و جنسيه و عرضيه طبيعت و ذات شىء و يا جزء طبيعت يا عرض آنست و به همين اعتبار طبيعى ناميده مىشود و خود مفهوم نوعيت و جنسيت و امثال آنها امور ذهنى و موضوع علم منطق هستند باينجهت منطقى نامدارند .