( مطلب دوم ) اجزاء نوع بر دو گونهاند :
( اول ) مميزات يعنى فصول .
( دوم ) مشتركات يعنى اجزائيكه مشترك بين آن نوع و انواع ديگرند .
جنس واجد مميزات يعنى فصول نيست چه مساوى با نوع و فصل قريب باشند يا فصل بعيد كه غيرمساوى هستند . زيرا فصل در هر مرتبهايكه باشد مميز است و جنس مشاركات را بيان مىكند نه مميزاترا .
بنابراين دلالت جنس بر فصل بعيد التزامى است همچنانكه دلالت فصل بر جنس نيز التزامى است نه تضمنى . و جنس مشتمل بر اجزاء مشتركه است نه اجزاء مميزه . بنا بر آنچه ذكر شد جنس قريب براى هرنوعى آن جنسى است كه واجد همهء اجناس آن نوع بوده و اجزائيرا كه آن نوع با انواع ديگر در آنها شريك است همه را دربر داشته باشد . مثلا جنس قريب براى انسان حيوانست . زيرا شامل همهء اجزاء و اجناسى است كه انسان با انواع غيرخود شريك است و چيزى از اجزاء مشتركه را كم ندارد .
( تعريف دوم ) جنس قريب آنست كه عدد شركاء يعنى انواعيكه در آن جنس با آن نوع شريك هستند از عدد شركاء آن نوع در ساير اجناس كمتر باشد به اين بيان كه عدد شركاء در همه جنسها نسبت بنوع يكسان نيست زيرا نسبت به بعضى از اجناس عدد شركاء كمتر و در بعضى زيادتر است . مثلا اگر همهء انواعيكه غير انسان هستند از ماهيها و پرندگان و درندگان و درختها و گياهها و فلزها و سنگها و خاكها
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص١٩٥