مثلا همچنانكه حيوان بر نامى و جسم دلالت مىكند حساس نيز بر آنها دلالت دارد ليكن دلالت حيوان تضمنى و دلالت حساس بر آنها التزامى است .
( سوم ) تفاوت ديگر آنها در آنست كه جنس از آن جهت بر افراد خود صدق مىكند كه در قسمتى از اجزاء ذات شريك هستند و مشاركات را بيان مىكند و فصل از آنجهت بر آنها صادق است كه آنها را از ساير مشاركات در جنس بعيد مميز ساخته است .
( چهارم ) تفاوت ديگر آنكه ممكن است فصلهاى متعدد در يك مرتبه باهم جمع شوند مثل حساس و متحرك بالاراده كه در رديف يكديگرند . بخلاف اجناس كه ممكن نيست چند جنس در عرض يكديگر يافت شوند .
جنس قريب
( 79 ) براى جنس قريب چندين تعريف ميتوان آورد .
( تعريف اول ) جنس قريب آنست كه واجد همهء اجزائيكه مشترك بين اين نوع و ساير انواع است بوده باشد و چيزى از اجزاء مشتركه كم نداشته باشد .
براى روشن شدن اين تعريف ناچار از بيان دو مطلب است :
( اول ) آنكه چنانچه گفته شد جنس مركب است و اجناس بالاتر اجزائى هستند كه جنس مادون از آنها تركيب يافته است و همه اجناس خالى از تركيب نيستند مگر بالاترين جنسها كه مشمول جنس ديگرى نيست و فقط آن يكى بسيط است و بقيه جنسها همگى مركب ميباشند .