آنها بپرسيم باز همان حيوان در جواب صحيح است .
بار اول انسان را با پرنده ضميمه كرده بوديم جواب حيوان بود و بار دوم او را با درنده در سؤال ميگنجانيم بار سوم با ماهى و بار چهارم با مورچه و بار ديگر با وزغ ضميمه نموده و از حقيقت مشتركهء بين آنها سؤال مىكنيم در همهء اين سؤالها جواب صحيح حيوان است باينجهت حيوان جنس قريب است .
( تعريف چهارم ) پس از آنكه اجناس متعددى براى يكى از انواع تعيين شده باشد ميتوانيم بگوئيم هريك اخص از همهء اجناس است جنس قريب مىباشد .
( 80 )
تعريف جنس بعيد
جنس بعيد كه در مقابل قريب است با مقايسهء آن نسبت بجنس قريب شناخته مىشود و هرتعريفيكه براى جنس قريب ذكر شد عكس آن بر جنس بعيد صادق است .
( تعريف اول ) جنس بعيد آنست كه واجد همهء اجزائيكه يك نوع با انواع ديگر مشترك است نباشد . مثلا جسم نامى جنس بعيد انسان است زيرا حيوان كه يكى از اجناس و اجزاء انسان است از جسم نامى خارج است و جسم نامى بر آن دلالت نميكند و چون يكى از اجزاء مشتركه را كم دارد جنس بعيد ناميده مىشود .
( تعريف دوم ) جنس بعيد آنست كه عدد شركاء يعنى انواعيكه در آن جنس شريك هستند از عدد شركاء آن نوع در ساير اجناس كمتر نباشد . مثلا عدد انواعيكه در جسم نامى با انسان شريك هستند از عدد