تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
طبيعى است بواسطهء ابهام و عدم تحصل مفهومى ابدا قابل لحاظ ذهنى و قابل تصور نيست و چيزى كه قابل تصور نباشد چگونه قابل حمل خواهد بود . بنابراين جنس وقتى قابل حمل است كه مقترن با فصل باشد ، زيرا بدون فصل در قوّهء تحصل ذهنى و تصور است نه متصور بالفعل همچنانكه ماده بدون اقتران با صورت تحصل وجودى ندارد . مثلا حيوان وقتى بمعنى جنسى مىآيد كه با فصل ناطق يا صاهل ضميمه شده باشد و بگوئيم انسان حيوان ناطق است يا انسان و كبوتر جسم نامى حساس‌اند . و اگر حيوان و جسم نامى را منفردا بياوريم بمعنى جنسى نيستند بلكه بمعنى ديگرى مىآيند كه نوع اضافى مىباشد . ليكن اينكه ميگوئيم جنس بايد مقترن با فصل باشد مقصود به شرط اقتران با فصل نيست كه مفاد مشروطهء عامه است زيرا شيخ ابن سينا آن را باطل نموده . بلكه مفاد قضيهء وقتيهء مطلقه موردنظر است . يعنى در حين اقتران با فصل است . همچنانكه وقتى ماهيت صرف را ملاحظه ميكنيم به شرط وجود يعنى مخلوط ملاحظه نميشود ليكن در حال انفكاك از وجود هم قابل تصور نيست زيرا بدون وجود هيچگونه تحصلى ندارد تا قابل ملاحظه و تصور باشد بلكه ماهيت لا به شرط در حين مقارنه با وجود قابل ملاحظه است . و نيز براى مثال : هيولاى اولى كه قوه محض است نيز وجود خارجى دارد ليكن در حين مقارنه با صورت مخصوص موجود است نه بدون آن . بنابر آنچه گفته شد جنس بر حقايق مختلفه حمل نميشود زيرا