تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
3 - آنكه موضوع كلى اخص از محمول و يا محمول كلى اخص از موضوع باشد . مثل هرانسانى حيوان است و بعضى حيوانها انسان هستند . و هرخندانى جسم است و بعضى جسمها خندان هستند . 4 - آنكه موضوع و محمول دو عرضى باشند كه از جهت ماهيت با يكديگر مغايرت داشته و هردو در يك موضوع يافت شده باشند و معروض آنها مصداق مشترك براى آن دو ماهيت كلى باشد مثل بعضى سفيدها شيرين هستند يا بعضى شيرينها سفيدند . 5 - آنكه محمول عين طبيعت و ذات موضوع باشد مثل سقراط انسان است . 6 - آنكه محمول جزء مساوى با طبيعت موضوع يا جزء اعم از طبيعت موضوع باشد مثل سقراط ناطق است و زيد جسم است . 7 - آنكه محمول عرض مساوى با طبيعت موضوع يا عرض اعم از ماهيت و طبيعت موضوع باشد مثل زيد قابل انقسام است . زيد طويل است . و زيد خندان است همهء اين قضايا اقسام حمل عرضى و حمل شايع هستند و حال آنكه در بيشتر اين موارد موضوع فرد محمول نيست . ( 65 / 3 ) بنابراين تعريف بهتر آنست كه بگوئيم حمل شايع آنست كه محمول نه عين مفهوم موضوع و نه جزء مفهوم موضوع باشد . اين تعريف شامل همهء موارد مزبور مىشود . ( 65 / 4 ) يكى از موارد گذشته كه از اقسام حمل شايع نام برديم حمل نوع بر فرد است مانند زيد انسان است و اين اختلاف بين رأى جمهور و عقيدهء شيخ ابن سينا ضمن شماره ( 33 ) گذشت كه شيخ نوع را ذاتى