( اشراق نهم ) * ( در سوفسطيقى يعنى « مغالطه » است ) *
« مقدمه »
هرقياسى نتيجهاى ميدهد كه با وضع چيزى مناقض است ( 1069 ) نتيجهء قياس اگر حق يا مشهور باشد برهانى يا جدلى .
و اگر هيچيك از آن دو قسم نباشد سفسطى ( 1078 ) كه مشابه با برهان است يا مشاغبى ( 1079 ) كه مشابه با جدل است خواهد بود .
آنچنانكه دانستى ( 1070 ) .
سفسطه يا مشاغبه بواسطهء مشابهت با برهان و جدل بايستى نقيض حق و مشهور را رواج دهند ( 1074 ) و مشابهت آنها يا در صورت است باينكه در ظاهر ضرب منتجى باشد و در حقيقت منتج نباشد . و يا مادهء آنها مشابهت با حقيقت يا مشهور دارد و درواقع هيچيك از آن دو - نيست ( 1081 ) .
بنابراين مغالطه ، قياسى است كه صورت يا مادهاش يا هردو باهم فاسداند ( 1072 ) .
كسى كه سخن مغالطى ميگويد خودش غلطكار و نسبت به ديگران غلطانداز است ( 1073 ) .