است و اجناس مترتبه كه در جواب ماهو واقع ميشوند و فصوليكه مقسّم ذات و حقيقت هستند موردنظر قرار دهند تا بمحمول ذاتىاى برسد كه محمول ذاتى ديگرى پايينتر از آن نباشد ( 1064 ) و مقومات عمومى كه جنس نام دارند به شرط آنكه مكرر نگردند . و فصول نيز جمعآورى شوند ( 1065 ) و هرگاه اين محمولات گرد آمدند و چيزى از مجموع آنها يافت شد كه در حمل و در معنى هردو با محدود مساوى باشد ، همان حدّ شىء است ( 1064 / 2 ) .
گاهى اتفاق مىافتد كه جواب « ما هو » و « لم هو » يكى مىشود ( 1066 ) همچنانكه ميپرسند كسوف چيست ؟ پاسخ داده مىشود :
كسوف زايل شدن تابش ماه است بواسطهء فاصله شدن زمين بين ماه و خورشيد . و هرگاه بپرسند چرا ماه منكسف شده است . واسطه شدن زمين . اوسط برهان است . بنابراين هرگاه اوسط از علل ذاتيه چيزى باشد حد و برهان شريك يكديگر خواهند بود ( 125 و 126 و 1012 و 1066 ) .
بدانكه توقف رطوبتهاى زمين بر باران كه متوقف بر ابر است و ابر متوقف بر بالا رفتن بخارها و آن متوقف بر رطوبت ديگرى است . دور محال نيست . زيرا موقوف عليه اول بحسب عدد غير از موقوف عليه اخير است ( 1068 ) و برهان دورى كه وسط با نتيجه به اين طريق متحد باشد در حقيقت قياس دورى نيست كه چيزى براى ثابتكردن خود به كار رفته باشد . زيرا . وسط با نتيجه مغايرت عددى دارند . هرچند در نوع متحد ميباشند ( 1067 ) .
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٩٥