هرعلميكه موضوعش از موضوع علم ديگر اخص باشد علم مادون از آن و اسفل ناميده مىشود . و مندرج در آنعلم است مانند مجسمات كه در هندسه است ( 1038 ) .
همچنان اگر موضوعات متباين باشند لكن يكى از دو علم از جهت ( مشاركت ) در اعراض ذاتيهء ديگرى در آنعلم موردنظر باشد .
در آنعلم مندرج خواهد بود . مانند موسيقى كه در حساب مندرج است ( 1040 ) .
هرچيزى كه در علمى « اصل موضوع » باشد بايستى در علم ديگرى ثابت شده باشد و اثبات آن غالبا در علم ما فوق آنعلم است ( 1047 ) .
گاهى بعضى از اصول موضوعه كه در علم عالى به كار ميرود در علم سافل بيان مىشود ( 1048 ) ولى بايد اثبات آن در علم عالى به غير ادلّهاى باشد كه در علم سافل به آن ثابت شده است تا دور لازم نيايد ( 1049 ) .
موضوعات علوم در كليت و عموميت به ترتيب بالا ميروند تا بعلمى پايان يابد كه از موضوع آنعلم كلىترى يافت نشود و آنعلم فلسفهء اولى است . زيرا موضوع فلسفهء اولى وجود است ( 1046 ) .
لمعهء ( 4 ) حد بوسيلهء برهان بدست آورده نميشود
( 1050 ) و اگر از برهان كسب شود دور و تحصيل حاصل لازم مىآيد . زيرا حد از جهت آنكه حد است و ادراك تفصيلى براى محدود است اگر از اين