. . . وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهارَ * وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَيْنِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ
. « 1 » مىتوان گفت كه كشتى را ، به امر خدا ، تسخير كردهايم ؛ به فرمان ما حركت مىكند . نيز رودها كه البتّه كمتر در اختيار ما هستند ؛ انحراف از مسير بعضى از رودها و سد بستن بر بخشى از آب رود از مظاهر تسخير ماست . امّا ماه و خورشيد چه ؟ روز و شب چه ؟ در تسخير رود از ياد نبريم معجزهى حضرت موسى عليه السّلام را هنگام گذشتن از نيل و در مورد ماه و خورشيد به ياد بياوريم « شقّ القمر » « 2 » و « ردّ الشّمس » « 3 » را . قبول كنيم كه شناخت چند عنصر از جرم ماه و چند قدم راه پيمودن بر آن ، معناى كاملى براى تسخير نيست . اگر هم به سراغ مثالهاى بزرگ آمدهايم به آن معنا نيست كه مسائل ريز و كوچك حل شده است و به عنوان نمونه مىتوانيم مورچه را مسخّر خود كنيم و مثلا با يك جملهى
ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ
« 4 » مورچهها را به درون سوراخشان بفرستيم . اين تسخيرها
هامش
( 1 ) ابراهيم عليه السّلام ( 14 ) : 33 - 34 : ( . . . و كشتىها را رام شما كرد تا به فرمان او به درياها بروند و رودها را رام شما داشته است . نيز مهر و ماه را - كه هميشه رواناند - رام شما داشته و شب و روز را رام شما ساخته است ) .
( 2 ) الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، صص 141 - 142 .
( 3 ) همان ، صص 155 - 156 ؛ تذكرهى ابن جوزى ، ص 53 ؛ كفاية الطّالب ، صص 381 - 388 ؛ الرّياض النّضرة ، ج 3 ، ص 140 .
( 4 ) نمل ( 27 ) : 19 : ( به لانههايتان برويد . ) البتّه در داستان قرآن اين جمله را يك مورچه به ديگر مورچهها گفته است كه شايد فضيلتى به نظر نيايد ؛ ولى آدميانى چون خود حضرت سليمان عليه السّلام هم بودهاند و هستند كه با حيواناتى مثل مورچه سخن گفتهاند و از جمله فرمانهايى كه به مورچهها دادهاند ، چه بسا همين جمله بوده باشد كه مورد نظر ما همين حالت اخير است .