كسانى هستند كه علم و قدرت دارند
دانستيم كه اشيا قابل خطاب و فرمانبرىاند . حال خواهيم ديد كه به گواهى قرآن كريم ، جز خداوند متعال ، كسان ديگرى هم هستند كه قدرت تسخير دارند ؛ البتّه به اذن اللَّه . « 1 » به اين نمونهها توجّه كنيد :
در سورهى سبأ - چنان كه گذشت - خوانديم كه كوهها و پرندگان در حمد و تسبيح گويى با حضرت داود عليه السّلام هم نوا بودند و آهن در دست او نرم بود و اينك آياتى ديگر در بارهى او :
. . . وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ * إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ * وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ * وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ
« 2 » .
اينها نيز راجع به سليمان عليه السّلام است :
قالَ : رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ؛ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ * فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ * وَ الشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ * وَ آخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ * هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ
« 3 » .
هامش
( 1 ) بايد توجّه داشت كه همه چيز عالم ، حتّى افعال عادى ما ، به اذن خداست ؛ امّا فاعل - همان گونه كه در آيات مربوط به حضرت عيسى عليه السّلام خواهيد ديد - همان شخص نبى يا ولىّ يا . . . است و قيد « به اذن اللَّه » فقط ياد آورى مىكند كه اينان قائم بالذّات نيستند و مثل تمام هستى وابسته به خالقاند .
( 2 ) ص ( 38 ) : 18 - 21 : ( . . . و بندهى ما ، داود صاحب قدرت ، را ياد كن . همانا او باز آينده بود . ما كوهها را با وى رام داشتيم كه در شام و بامداد تسبيح گويند . مرغان را نيز گرد شده ( رام وى داشتيم ) كه هر كدام بازگردنده به سوى اويند . پادشاهىاش را استوار داشتيم و به وى حكمت و فصل الخطاب ( داورى ) داديم . )
( 3 ) ص ( 38 ) : 36 - 40 : ( گفت : اى پروردگار ، مرا بيامرز و مرا پادشاهىاى بخش كه پس از من كسى را نسزد ؛ تو خود آن بسيار بخشندهاى . پس باد را رام او داشتيم كه به فرمانش هر جا كه مىخواست ، هموار رفت . نيز جنها را ( رام او داشتيم ) هر خانه سازى را و غوّاصى را . و ديگرانى ( از اجنّه ) بسته در زنجير را . اين دهش ماست ؛ پس بىشمار منّت نه ( ببخش ) يا نگهدار ( نبخش ) . )