وَ قِيلَ : يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي
. . . « 1 » .
نيز به زنبور عسل وحى مىشود :
وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ
« 2 » .
گفت و شنود حضرت سليمان عليه السّلام با جان دارانى چون مورچه و هدهد و كلّا پرندگان و فرمانروايى بر جنّ هم كه بىنياز از توضيح است . « 3 » نيز شهادت دادن اعضاى بدن در قيامت و گفت و گوى آدمى با اعضايش « 4 » .
ياد آورى اين نكته هم ضرورى است كه گفت و شنود اشيا همانند ما نيست ؛ مهمّ آن است كه مىگويند و مىشنوند ؛ حال به كدام زبان ؟ به زبانى كه خود مىدانند . چگونه مىشنوند ؟ به شيوهى خود . ما چگونگى اينها و حتّى نفس انجام اين اعمال را نمىفهميم و خداوند حكيم هم در قرآن به اين درك نكردن ما اشاره فرموده است :
. . .
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
. . . « 5 » .
از ياد نبريم كه ملاك در عالم ، فهم ما آدميان نيست كه چگونگى و وجود و عدم اشيا با معيار ما قابل قياس و درك باشد . در اين جا هم مهم مفهوم گفتن و شنيدن است نه چگونگى آن .
هامش
( 1 ) هود عليه السّلام ( 11 ) : 44 : ( و گفته شد : اى زمين ، آب خود را فرو بر و اى آسمان ، بس كن . . . ) .
( 2 ) نحل ( 16 ) : 69 : ( پروردگارت به زنبور عسل وحى كرد كه از كوهها و از درختان و از آن چه بر مىافرازند ، خانههايى بساز ) .
( 3 ) نمل ( 27 ) : 18 - 29 .
( 4 ) فصّلت ( 41 ) : 22 ؛ نور ( 24 ) : 25 ؛ يس ( 36 ) : 66 .
( 5 ) اسراء ( 17 ) : 45 : ( . . . هيچ چيز نيست جز آن كه پاك مىداردش ، هم با سپاسش ، ليك پاك داشت آنها را شما در نيابيد . . . ) .