علم چيست ؟
تاكنون تا حدودى دانستيم كه دانشهاى ما علم نيست چون حقيقتشناس نيست و گاهى اگر حقيقت را هم به آن عرضه كنند ، نمىپذيرد و با اصول خود منطبق نمىيابد ! « 1 » حال بايد پرسيد كه علم واقعى چيست ؟ جواب اين سؤال و خصوصيّات علم واقعى را در قرآن و حديث باز خواهيم جست :
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ
« 2 » تنها و تنها عالمان از خدا مىترسند . علم خشيت آور است ؛ يعنى هر كه علم دارد ، خشيت دارد و از آن سو در ادعيه تصريح شده است كه هر كس خشيت ندارد ، عالم نيست . « 3 » حال به دانشهاى بشرى بنگريم ؛ فيزيك ، شيمى ، پزشكى و حتّى دانشهاى ما ورايى هيچ كدام به خودى خود خشيتآور نيستند . چه بسيارند دانشمندانى كه به كل منكر وجود خدايند ! نيز كم نبودهاند امثال عمرو عاص كه از قرآن و حديث و ديگر دانشهاى معنوى سرمايهى دنيا اندوختهاند ؛ يعنى دين به دنيا فروختهاند ؛ يعنى خشيت نداشتهاند .
قال أمير الحسن عليه السّلام : « إنّ العرش خلقه اللَّه المؤمنين من أنوار أربعة : . . . و نور أبيض منه ابيضّ البياض و هو العلم الّذي حمّله اللَّه الحملة و ذلك نور من عظمته ، و بعظمته و نوره أبصر قلوب الحسن . . . » « 4 »
هامش
( 1 ) رجوع شود به همان مسألهى شياطين و شهابها كه در قرآن مطرح شده است .
( 2 ) فاطر ( 35 ) : 29 : ( از بندگان خدا فقط عالماناند كه از وى ترسند ) .
( 3 ) مصباح المتهجّد ، شيخ طوسى ، بيروت ، مؤسّسة فقه الشّيعة ، 1411 ه - 1991 م ، ص 472 ، دعاى روز چهارشنبه :
« . . . لا علم إلّا خشيتك . . . ليس لمن لم يخشك علم . . . »
( 4 ) كافى 1 : 129 : مولاى متّقيان عليه السّلام فرمود : « خداوند متعال عرش را از چهار نور آفريد : . . . و نورى سپيد كه سپيدى از اوست . اين نور - كه [ برخاسته ] از عظمت اوست - همان علم است كه خداوند به حاملان آن داده است . او به عظمت و نور خويش دلهاى اهل ايمان را بينا ساخته است . »