تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب سفر در فرهنگ نيايش ( الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان ) ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
دانش‌ها ، ديروزى و امروزى ، تجربى و خصوصا انتزاعى ، اشتراكى هم دارند : هر چه به پيش مىروند شاخه‌هاى بيشترى مىيابند . هر انديشمند نظريّه‌ى خاصّ خود را ارائه مىدهد و در نهايت ، با كم و زيادش ، به تعداد دانشوران نظريّه خواهيم داشت ؛ يعنى تشتّت و تفرّق . حال آن كه حقيقت و واقعيّت بيرونى واحد است و تناقض و تضاد در آن راهى ندارد . از اين دو نكته مىتوان نتيجه گرفت كه دانش‌هاى ما آدميزادگان - با تمام احترام و كاربردى كه دارند - حقيقت‌شناس و كاشف واقعيّت نيستند . « 1 » ما كس پلانك در اين زمينه جمله‌ى جالبى دارد . او علم ( دانش ) و هدف آن را اين چنين توصيف مىكند : تلاشى دائمى است براى نزديك‌تر شدن به هدفى كه هرگز رسيدن به آن ممكن نيست . « 2 » لوكنت دونويى هم گفته است : بين نمايى كه دانش از انسان نشان مىدهد و واقعيّت انسان تفاوتى نظير نقشه‌ى يك شهر و زندگى ساكنان آن وجود دارد . « 3 »
هامش
( 1 ) حال اين كه نيازى به شناخت حقيقت به شكل واحد داريم يا نه ، بحث ديگرى است كه در اين جا به آن نمىپردازيم . ( 2 ) علم به كجا مىرود ؟ ، ص 116 . ( 3 ) انسان در برابر علم ، لوكنت دونويى ، ترجمه‌ى شاپور كيهانى ، تهران ، سازمان شهر چاپ و انتشار ، 1350 ش ، ص 157 .