تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب سفر در فرهنگ نيايش ( الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان ) ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥

دانش « 1 » ، از گذشته تا امروز

« چون به قرن‌هاى گذشته نظر افكنيم ، خواهيم ديد كه نظريّات و عقايدى
هامش
( 1 ) در اين گفتار ، براى علوم بشرى ، از تجربى تا انتزاعى ، واژه‌ى دانش را برگزيده‌ايم ؛ در برابر علوم الهى كه علم ناميده مىشود . البته حكم دانش‌هاى تجربى ( فيزيك ) و انتزاعى ( متافيزيك ) كاملا يكسان نيست . آن چه خود باختگان در برابر صنعت و تكنولوژى را شفته و مريد خود كرده دانش‌هاى تجربى است ؛ امّا كمتر كسى به مقايسهء اين قبيل دانش‌ها با نتايج علوم الهى برخاسته است و كمتر شنيده‌ايم كه مثلا پزشكى پيشرفته‌ى امروز را با نفس حضرت عيسى عليه السّلام قياس كنند . حال يا اين گونه مسائل را اصلا باور نداشته‌اند و شأن پزشكى را اجلّ از آن مىدانسته‌اند كه با اسطوره‌ها مقايسه شود ( ! ) يا مىدانسته‌اند كه اين دو كار از يك سنخ نيستند و قياس آن‌ها عاقلانه نيست . وقتى براى اين گونه دانش‌ها لغت « علم » به كار مىرود ، ممكن است براى عدّه‌اى اين شبه به وجود بيايد كه علوم تجربى و علوم الهى هر دو علم هستند و به ناچار هم سنخ و هم پايه‌اند . در اين گفتار سعى بر آن است كه اين شبهه از جهاتى پاسخ داده شود و براى اين كار مجبوريم كه اين دو علم را با هم قياس كنيم ؛ هر چند قياس مع الفارق به حساب بيايد . امّا آن چه كه بيشتر در برابر علوم الهى قرار مىگيرد ، دانش‌هاى انتزاعى ، از قبيل فلسفه و از سوى ديگر علوم غريبه ، مثل سحر ، است . حوزه‌ى كار اين دانش‌ها به محدوده‌ى علوم الهى نزديك‌تر است و اشتباه اين دو مقوله قابل پيش بينىتر . تفاوت و شباهت‌هاى اين دو موضوع در طول گفتار خواهد آمد .