روا داشتند ، با آنان به مبارزه برخاست . آن حضرت براى دفاع از اسلام ، نه تنها با قريش بلكه با همهء ملت عرب مبارزه كرد .
هنگامى كه روميان مانع تبليغ اسلام شدند ، با آنها مبارزه كرد و پس از رحلت آن حضرت ، جانشينان وى با ايرانيان و روميان و ديگر ملتها و نژادها به پيكار برخاستند .
دشمنان اسلام با مليتها و نژادهاى گوناگون ، پس از گرايش به اين دين در آن ذوب شدند و در رنج و راحت آنان شريك گشتند .
اسلام دين مساوات است ، هم در دنيا و هم در آخرت . . . هم در پيشگاه خلق و هم در پيشگاه خداوند :
« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ »
« 1 » ( همانا گرامىترين شما نزد خداوند باتقواترين شماست ) .
ج - جنگ غير مادى : هيچ كدام از جنگهاى دوران پيامبر ( ص ) ، به منظور دستيابى به امور مادى ، جستجوى بازار و مواد خام يا استثمار و استعمار نبوده است .
مسلمانان به منظور محروم ساختن قريش از راه تجارى مكه - شام و نيز به منظور تأثير گذارى بر وضعيت اقتصادى آنها ، در جنگ بزرگ بدر قافلهاى را كه به سركردگى ابو سفيان از شام باز مىگشت مورد حمله قرار دادند ، شايد از اين طريق بتوانند از شدت دشمنى آنان نسبت به مسلمانان بكاهند . اما اين كاروان از چنگ آنها گريخت . با اين وجود در حالى كه مىتوانستند سلامت و در نهايت آرامش به مدينه بازگردند ، با نيروهاى قريش درگير شدند . چنانچه مسلمانان از جنگ بدر غرض مادى مىداشتند ، پس از سالم رسيدن كاروان به مكه ، بايد به مدينه باز مىگشتند .
پس از غزوهء حنين ، رسول خدا ( ص ) حدود يك ماه منتظر ماند شايد هيأت هوازن نزد ايشان بيايند و اموالى را كه مسلمانان به غنيمت گرفته بودند باز پس ببرند . اما آنان حاضر نشدند و پيامبر ( ص ) ناچار به تقسيم غنايم گشت ؛ و اسيران را به هيأتى از هوازن ، كه پس از تقسيم غنايم ميان مردم به حضور رسيد ، باز گرداند .
سهم رسول خدا از غنايم جز خمس نبود كه آن نيز به خود مردم باز مىگشت ، زيرا آن
هامش
( 1 ) - حجرات ( 49 ) ، آيهء 13 .