تيولدار و بى كفايت بود .
ديگر از عوامل ناتوانى دشمنان اسلام ، ضعفى بود كه از فرماندهى موروثى ناشى مىشد . عامل ديگر فساد سازمان نظامى بود . سربازان تنها با انگيزهء مزد و يا ترس از سران و اشرافى كه احساسات آنان را درك نمىكردند مىجنگيدند . همچنين هيچ كدام از نيروهاى اعراب ، ايرانيان و يا روميان به هدفى ايدهآل نمىانديشيدند .
هنگامى كه اين ضعفها فرماندهى ، سازمان و روحيهء ارتشى را فراگرفت ، آن ارتش ، هر چند بزرگ ، كارآمد و پيروز نخواهد بود .
زمين از آن صالحان است
دستاوردهاى نظامى جهاد مسلمانان به فرماندهى پيامبر ( ص ) ، از همان آغاز مورد انتظار بود ، زيرا آن حضرت با آماده ساختن مقدمات جنگ عليه دشمنان ، از پيروزى خود مطمئن بود ؛ و آن را در هر مناسبتى به يارانش بشارت مىداد .
در اين جنگها دو نيروى نابرابر روياروى هم قرار گرفتند ؛ فرماندهء مسلمانان ؛ رسول خدا ( ص ) ، بهترين الگوى فرماندهان ، بود . آن حضرت فرماندهى را در پرتو نبوغ و درايت خويش كسب كرده بود ، در حالى كه فرماندهان سپاه دشمن منصب فرماندهى را از نياكان خود به ارث برده بودند و كفايت لازم را نداشتند . پيكار مسلمانان جنبهء دفاع از اعتقاد داشت و به منظور تحكيم پايههاى صلحى عادلانه و آرمانى انجام مىشد ، در حالى كه هدف دشمنانشان از جنگ ، چيزى جز تحكيم پايههاى ستم و تجاوز نبود ، و نشانى از عدالت در آن ديده نمىشد .
مسلمانان ، ايمانى راسخ و اهدافى عالى و روشن داشتند . در حالى كه دشمنان آنها از هدفى كه بشود در راهش فداكارى و از خود گذشتگى كرد ، بىبهره بودند .
آنچه گفته شد ، رمز پيروزى گروهى اندك بر نيرويى بىشمار بود ، كه خود راز پيروزى هميشهء تاريخ و در همه جاى جهان است .
زمين را بندگان صالح به ميراث مىبرند . در آن روزگار ، بندگان صالح ، مسلمانان بودند و حاكميت زمين و ساكنانش را به ارث بردند و پيوسته بر آن حكم مىراندند تا آنكه