سريهء ابوقتاده انصارى به بطن اضم
هنگامى كه رسول خدا ( ص ) آهنگ جنگ با مكيان را كرد ، در اول ماه رمضان سال هشتم هجرى ابو قتاده انصارى را در رأس هشت نفر به جنگ بطن اضم ، ميان ذى خشب و ذى مروه ، در شش فرسخى مدينه اعزام نمود . غرض حضرت از اين كار آن بود كه مردم گمان كنند وى قصد اين ناحيه را دارد و در نتيجه با انتقال اين اخبار به مكه ، مشركان از نيت واقعى او يعنى حمله به مكه بى اطلاع بمانند .
گروه اعزامى بدون ديدن هيچ آسيبى به مقصد رسيدند و چون از رفتن مسلمانان به مكه مطمئن شدند ، بازگشتند و به رسول خدا ( ص ) پيوستند .
درسهايى از پيامدهاى صلح :
مسائل تاكتيكى :
الف - غافلگيرى : حركت رسول خدا ( ص ) به سوى رجيع و بازگشت به خيبر و ارسال يك دستهء كوچك به سرزمين غطفان - به منظور وادار ساختن آنها به عقب نشينى براى حمايت از اموال و زن و فرزندانشان و بازماندن از همكارى با متحدان يهودى خود - آنها را گرفتار اين ابهام كرد كه رسول خدا ( ص ) قصد حمله به آنان را دارد ، و يهوديان را دچار اين ابهام كرد كه آن حضرت به سوى غطفان مىرود و با آنها كارى ندارد . اين حركت ، هم يهود و هم غطفان را غافلگير ساخت .
همچنين راه نفوذ نيروهاى اسلامى به سوى خيبر و رسيدن به آن سرزمين هنگام شب بدون آنكه يهوديان آگاه شوند ، نمونهء ممتاز كنترل مسير و غافلگيرى يهود به شمار مىآيد .
اين غافلگيرى در زمان و مكان ، با وجود جنگاورى يهوديان و استوارى دژهايشان و نيز نداشتن مشكلات تداركاتى ، از همكارى ميان يهود و هم پيمانهايش جلوگيرى كرد و پيروزى را براى مسلمانان به ارمغان آورد .
ب - جنگ شهرى : نقشهء رسول خدا ( ص ) براى تصرف دژهاى استوار يهوديان به اين ترتيب بود كه بخشى از آنها را با نيروى كوچكى سرگرم مىكرد و نيروهاى اصلى را براى حمله به يك دژ متمركز مىساخت و پس از گشودن آن به دژى ديگر حمله مىبرد .