تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
فرصت براى نابود سازى دشمن نمىگشتند . هنگام عمرهء قضا ، امكان اشغال و ماندن در مكه براى مسلمانان وجود داشت . در عمل نيز عبد الله بن رواحه تصميم داشت كه به قريش اعلان جنگ دهد ، اما رسول خدا ( ص ) و عمر ، وى را از اين كار باز داشتند . ب - در غزوهء خيبر ، مسلمانان دچار كمبود شديد آذوقه گرديدند ، بطورى كه گروهى از آنان نزد پيامبر ( ص ) آمدند و تقاضاى چيزى براى سد جوع كردند . آن حضرت كه چيزى نداشت تا به آنها بدهد ، اجازه فرمود كه با وجود گرانى قيمت و ارزش نظامى بالاى اسبان ، از گوشت آنها استفاده كنند . در همين وضعيت دشوار ، غلامى حبشى همراه گوسفندانش نزد پيامبر ( ص ) آمد و اسلام آورد و گفت : « اى پيامبر خدا ! اين گله گوسفند نزد من امانت است . » گله متعلق به يكى از يهوديان خيبر بود و رسول خدا ( ص ) فرمود : « آنها را روانه كن تا به خانهء صاحب خود بازگردند ، خداوند از جانب تو امانتت را ادا خواهد كرد . » آن برده فرمان رسول خدا ( ص ) را اجرا كرد و گوسفندان به خانهء صاحب‌شان باز گشتند ؛ و آن يهودى دانست كه غلام وى مسلمان شده است . امانت دارى در چنين شرايطى بسيار شگفت‌انگيز و قابل ستايش است .

تكميل بسيج نيرو :

الف - هدف : بسيج بيشترين نيروى ممكن براى انجام عمليات سرنوشت ساز فتح مكه و متحد ساختن شبه جزيرهء عربستان و تبديل آن به پايگاه امن براى تحركات آينده مسلمانان و براى نشر اسلام در ميان همهء مردم و تشكيل دولت اسلامى . ب - بازگشت مهاجران از حبشه : پيش از هجرت پيامبر ( ص ) به مدينه ، گروهى از مسلمانان از ترس آزار قريش به حبشه پناه بردند و بيش از ده سال در آنجا ماندند . پس از آنكه اقتدار مسلمانان فزونى گرفت ، براى ادامهء اقامت آنان در حبشه و دور از برادران مسلمان خود توجيهى وجود نداشت ؛ آن هم در شرايطى كه براى گسترش اسلام و تحكيم پايه‌هاى آن به كمك آنها نياز بود .