شب هنگام به طواف خانهء خدا رفت . معاوية بن ابوسفيان او را ديد و شناخت ؛ و جاى او را به قريش خبر داد . آنان از وى ترسيدند و به جست و جويش پرداختند .
عمرو و سلمه گريختند و در راه بازگشت به مدينه ، دو تن از مشركان به دست عمرو به قتل رسيدند .
درسهايى از غزوهها و سريههاى تسويه با خيانتكاران :
زمان :
چون احزاب از مدينه عقب نشينى كردند ، بامداد همان شب ، مسلمانان به خانه بازگشتند . ظهر همان روز رسول خدا ( ص ) فرمان آماده باش را صادر كرد و دستور داد كه مسلمانان نماز عصر را بايد در سرزمين بنى قريظه بخوانند .
رسول خدا ( ص ) در پرتو انديشهء تابناك خويش ، اهميت زمان را براى رسيدن به نتايج درخشان نظامى دريافته بود . چنانچه آن حضرت در اين حركت كندى مىكرد ، يهوديان از فرصت استفاده مىكردند ، از هم پيمانهاى خود كمك مىگرفتند و يا ديگر يهوديان را به يارى خود متقاعد مىساختند . همچنين مىتوانستند كه امكانات لازم را براى پايدارى در يك محاصرهء طولانى مدت ، تدارك ببينند .
اما رسول خدا ( ص ) با شتاب نيروهايش را تشويق به محاصرهء آنان كرد و مانع انجام اقدامهاى ياد شده گرديد . عدم آگاهى يهود از زمان عقب نشينى قريش نيز موجب شد كه موفق به تدارك پيش بينىهاى لازم براى جنگ عليه مسلمانان نگردند و حركت سريع مسلمانان فرصت كافى براى تنظيم يك نقشهء دفاعى را از آنها گرفت ؛ و موفق به تنظيم هيچ نقشهء دفاعى ديگرى نيز نشدند . سير حوادث غزوهء بنى قريظه نشان مىدهد كه آنها هيچ گونه اقدامى نكردند و پيوسته سرگردان بودند . از اين مهمتر ، حركت بهنگام مسلمانان روحيهء مقاومت يهوديان را سست كرد . بطورى كه امكان استفاده از امكانات نظامى سودمند خودشان را هم نيافتند .
در حالى كه اگر موفق به اين كار مىشدند ، توان مقاومت بلند مدت را در برابر مسلمانان دارا بودند .