زيد بن حارثه همراه با مال التجارهاى متعلق به پيامبر خدا ( ص ) و يارانش به تجارت شام رفت . نرسيده به وادى القرى گروهى از بنى فزاره از بنى بدر به زيد برخوردند و او و همراهانش را كتك زدند و اموالشان را گرفتند .
زيد به مدينه بازگشت و رسول خدا ( ص ) در ماه رمضان سال ششم هجرى او را بر سر غارتگران فرستاد . رزمندگان اسلام روزها پنهان مىشدند و شبها راه مىپيمودند . با آنكه بنى بدر از آمدن مسلمانان سوى خودشان آگاه شدند ، زيد و يارانش صبح زود بر سر آنان ريختند و شمارى را به اسارت گرفتند . زيد به مدينه بازگشت و پيروزى را به رسول خدا ( ص ) مژده داد .
ك - سريه عبد الله بن رواحه به سوى اسير بن زارم .
پس از قتل ابو رافع يهوديان اسير بن زارم را به امارت برگزيدند . وى به گرد آورى غطفان و ديگر قبايل براى جنگ با مسلمانان پرداخت .
گزارش اين واقعه به رسول خدا ( ص ) رسيد و آن حضرت عبد الله بن رواحه را در رأس ديگر مسلمانان در ماه رمضان سال ششم هجرى به طور پنهانى به سوى آنان فرستاد . عبد الله دربارهء اخبار مربوط به اسير به كاوش پرداخت ؛ و دريافت كه وى غطفان و ديگر قبايل را به جنگ با مسلمانان تحريك مىكند .
ابن رواحه نزد رسول خدا ( ص ) رفت و اخبار مربوط به اسير را به آن حضرت گزارش داد . پيامبر ( ص ) مردم را به جنگ فراخواند و سى نفر آماده كار زار شدند . آن حضرت عبد الله را به فرماندهى آنان گمارد . آنها نزد اسير رفتند و گفتند : « رسول خدا ( ص ) ما را فرستاده است كه نزد او به روى تا تو را بر خيبر بگمارد و به تو نيكى كند . » طمع رياست او را برداشت و همراه سى نفر از يهوديان بيرون آمد . همين كه به « قرقره ثبار » « 1 » رسيدند ، اسير پشيمان گشت و قصد خيانت به مسلمانان را كرد . اما آنان به كيفر خيانتش به او حمله كردند و او را با يارانش كشتند .
مسلمانان به مدينه بازگشتند و خيانت يهود را به رسول خدا ( ص ) گزارش دادند . آن
هامش
( 1 ) - قرقرة ثبار : جايى است ميان خيبر و مدينه .