ب - ابو عامر و عكرمة بن ابوجهل تلاش كردند تا هر دو جناح سپاه اسلام را مورد حمله قرار دهند ، اما از سوى مسلمانان سنگباران شدند . از آنجا كه نيروهاى اسلامى به بلندىهاى احد تكيه داشتند ، كوشش براى حمله به جناحهاى آنان بى فايده بود .
ج - حضرت حمزه با صداى بلند رمز شناسايى مسلمانان در احد يعنى « امت - امت » ( بميران ، بميران ) را فرياد زد و به قلب سپاه شرك حمله كرد .
هنگامى كه پرچمدار سپاه شرك ، طلحة بن ابى طلحه هماورد خواست ، حضرت على ( ع ) به مصادفش شتافت و او را كشت .
ابودجانه در حالى كه شمشير پيامبر ( ص ) را به دست داشت و پيشانى بند مرگ را بسته بود ، جانانه به جنگ پرداخت . به هر كس رسيد او را كشت تا اينكه صفوف مشركان شكافته شد . در اين اثنا به شخصى برخورد كه مشركان را به جنگ تشويق مىكرد ؛ و با شمشير به او حملهور شد . اما هنگامى كه متوجه شد او هند است كه شيون مىكند ، روى از او برتافت . زيرا احترام شمشير پيامبر ( ص ) را بيش از آن مىديد كه زنى را با آن بكشد .
اوجگيرى جنگ ( دور اول ) :
الف - قريش كه يك سال پيش ، اشراف و بزرگان خود را در جنگ از دست داده بودند ، اينك در حالى كه خون انتقام در رگهايشان مىجوشيد وارد كارزار گرديدند .
زنان نيز از پشت سر آنان را تحريك و تشويق مىكردند و روح شجاعت را در آنان مىدميدند . چندين نفر از زنها بردگانى را با خود همراه ساخته به آنان وعده كرده بودند ، در مقابل گرفتن انتقام خون پدران ، برادران ، شوهران يا عزيزانشان كه در بدر كشته شدهاند ، پاداش بزرگى خواهند يافت . از آن جمله هند ، همسر ابوسفيان بود كه به وحشى ، غلام جبير بن مطعم وعده داد ، اگر حمزه را بكشد پاداش بزرگى دريافت خواهد كرد . جبير بن مطعم كه عمويش در بدر كشته شده بود نيز به غلامش گفت : « اگر حمزه عموى پيامبر ( ص ) را بكشى آزادى . »
وحشى در ميان صفوف كمين كرده مراقب سردار رشيد اسلام ، حمزه ( ع ) بود ، تا اينكه ديد وى به قلب لشكر زده پهلوانان سپاه شرك را يكى پس از ديگرى درو مىكند .
آنگاه زوبينش را سوى حمزه نشانه گرفت كه به پايين ناف او اصابت كرد و از ميان دو پايش بيرون آمد و آن راد مرد سپاه اسلام بر اثر اين ضربه به شهادت رسيد .