شركت جسته بودند نيز به منظور پرهيز از اتهام ترسو بودن مسلمانان ، نظر آنها را تأييد كردند . رسول خدا ( ص ) با مشاهدهء اصرار مردم براى خروج ارتش اسلام از شهر ، فرمود : « مىترسم شكست بخوريد . » با وجود اين ، آنها جز به بيرون رفتن رضايت ندادند . آن حضرت نيز نظر اكثريت را پذيرفت ، زيرا كه شورا ، اصل تخلف ناپذير تشكيلات آن حضرت بود .
و - رسول خدا ( ص ) به يارانش فرمان داد تا براى خروج از شهر آماده شوند . خود نيز به خانه رفت ، شمشير به كمر بست و لباس رزم پوشيد و نزد مردم بازگشت .
مردم احساس كردند كه رسول خدا ( ص ) نظر آنان را با ناخشنودى پذيرفته است . از اين رو تمايل خود را مبنى بر پذيرش نظر آن حضرت ابزار داشتند . ولى پيامبر ( ص ) كه ترديد و تزلزل در تصميم گيرى را موجب ذلت مىدانست فرمود : « چون پيامبرى لباس رزم بپوشد ، سزاوار نيست آن را بيرون آورد تا اينكه خداوند ميان او و دشمنانش حكم كند . » آنگاه ازمسلمانان خواست كه در سختىها پايدارى بورزند .
ز - رسول خدا ( ص ) همراه هزار رزمنده پيش رفت و در شيخين - جايى در اطراف مدينه - فرود آمد . در آنجا دستهاى را همراه مسلمانان ديد كه افرادش را نمىشناخت .
چون از هويت آنها پرسيد ، متوجه شد كه از يهوديان هم پيمان عبد الله أبى هستند . آن حضرت همكارى آنها را نپذيرفت و از آنها خواست كه يا اسلام بياورند و يا راه خودشان را در پيش گيرند . آنگاه فرمود : « عليه مشركان از مشركان كمك نگيريد . » پس آن گروه به مدينه باز گشتند .
عبد الله ابى نيز به دنبال آنها همراه سيصد نفر از ياران منافق خود عقب نشينى كرد و رسول خدا ( ص ) همراه هفتصد تن از يارانش براى جنگ با سه هزار رزمندهء سپاه شرك آماده گرديد .
ح - مسلمانان در دامنهء كوه احد اردو زدند ، به طورى كه كوه احد در پشت سر آنها قرار داشت . خلاصهء اقدامهاى رزمى رسول خدا ( ص ) از اين قرار بود :
1 - پنجاه تير انداز را به فرماندهى عبد الله بن جبير « 1 » ، در جايى از كوه كه به عقبهء
هامش
( 1 ) - عبد الله بن جبير انصارى : وى به همراه هفتاد تن از انصار در بيعت دوم عقبه حضور داشت و در جنگهاى بدر و « ادامه در صفحهء بعد » :