دهندهء آن گردان مىداد « 1 » و چنانچه ميزان نيروى قبيلهاى به يك گردان نمىرسيد ، آن را با قبيله ديگرى تلفيق مىكرد و فرماندهى اين مجموعه را به يكى از افراد اين قبائل تلفيق شده مىسپرد . « 2 »
2 . ادارهء رايزنى
اداره رايزنى عهدهدار مشورت دادن به فرمانده كل در امور نظامى بود . رأى اين شورا الزامآور نبود ، و از شمارى فرماندهان نظامى مهاجر و انصار و ديگر قبايل تشكيل مىگرديد .
رسول خدا ( ص ) پيوسته با اعضاى اين اداره مشورت مىفرمود و نظر آنان را در اعلان جنگ و پيكار دشمن و در كمك گرفتن از انصار و تمركز نيروها جويا مىشد ، مانند اين موارد :
جنگ بدر ، اقامت يا خروج از مدينه براى رويارويى با قريش در جنگ احد ، كندن خندق در احزاب و مصالحه با غطفان بر سر 13 محصول خرماى مدينه ، جنگ يا صلح در غزوهء حديبيه ، استقرار و انتقال مقر فرماندهى در غزوه خيبر ، يورش به سرزمين روم يا بازگشت به مدينه در جنگِ تبوك . در برخورد ميان ارتش روم و سپاهى كه فرماندهى آن با زيد بن حارثه بود نيز عنصر مشورت ديده مىشود و طى آن زيد متوجه شد كه رأى اكثر رزمندگان بويژه جانشين او يعنى عبدالله بن رواحه بر ادامه جنگ است .
نكته شايان توجه اينكه با وجود اختلاف موضوع مشورت در نقاط مختلف و موقعيتهاى نظامى گوناگون ، شوركنندگان ديدگاههاى خود را با صداقت و صراحت ابراز و دربارهء آن بحث مىكردند .
رسول خدا ( ص ) نيز ضمن نظرخواهى از ديگر اعضاى شورا ديدگاههاى خويش را ابراز مىداشت . در جنگ احد ، در حالى كه او خود ماندن در مدينه را ترجيح مىداد ، رأى اكثريت را مبنى بر بيرون رفتن از شهر پذيرفت و بدين وسيله به يكى از اصول دموكراسى يعنى پيروى اقليت از اكثريت عمل كرد و شوراى فرماندهى را كه امروزه در اغلب كشورهاى جهان مرسوم است تشكيل داد . آن حضرت ، استبداد و فردگرايى را به دور افكنده ، از خودگرايى به دور بود .
هامش
( 1 ) . هر قبيله از خود فرماندهى داشت . هنگام فتح مكه ، فرماندهى قبيله اسلم با بريدة بن الحصيب و ناجيه ابناعجم بود ، هر كدام فرمانده يك گردان و از همان قبيله ، جهينه و اشجع و ديگران نيز همينگونه بودند . ر . ك : واقدى : 2 / 800 ، 812 به بعد .
( 2 ) . نظر به اينكه شمار افراد قبايل بنى ليث ، كنانه ، ضمره و سعد بن بكر اندك بود ، همه در يك گردان سازمان داده شدند . فرمانده اين گردان تركيبى با ابو واقد ليثى از بنىليث بود . ر . ك : واقدى : 2 / 820 ، ابن هشام : 4 / 42 .