غزوهء ذى أمَرّ با شمار بيشترى بيرون رفت . در غزوهء تبوك و چند جنگ ديگر ، كل سپاه را حركت داد . حضرتش با اين شيوه يكى از اصول جنگ يعنى صرفهجويى در قوا را به كار مىبست .
11 - 1 . سازماندهى نظامى
به ساختار تقسيم نيروها در واحدهاى گوناگون با در نظر گرفتن مأموريت ، نوع جنگ ، زمين و ماهيت رزمندگان ، نيروى دشمن و اسلحه مورد استفادهء طرفين ، سازماندهى گويند .
هدف رسول خدا ( ص ) از سازماندهى نيروها ، سهولت فرماندهى ، تسلط بر سپاه در اثناى پيكار ، تحرك و يا تمركز بود . آن حضرت واحدهاى گوناگون را زير فرمان يك فرمانده قرار مىداد ، و سلاحهاى موجود را ميان آنها به تناسب تقسيم مىكرد - مانند فتح مكه - و به مقتضاى وضعيت ، نسبت نيروها را تعديل مىفرمود . در غزوهء فتح ، مهاجران را در سه گردان دويست نفره ، اوس را در شش گردان 350 نفره و اسلم را در يك گردان دويست نفره سازمان داد . ديگر گردانها نيز به همين شيوه سازماندهى مىشدند . گاه واحدهاى جديدى تشكيل مىداد ، همانند گردان تيراندازان در جنگ احد ، و گاه متناسب با اوضاع جنگ در سازماندهى سپاه تجديد نظر مىكرد ، چنانكه سازماندهى غزوه فتح با غزوهء حنين به طور كامل متفاوت بود . همچنين ضمن تشكيل يك يگان ، ميان تخصصهاى گوناگون آن هماهنگى ايجاد مىكرد ، به گونهاى كه بتوانند به طور مستقل بجنگند ، مانند تشكيلات چهار يگانى كه به مكه حمله كردند . آن حضرت به تناسب شمار افراد هر قبيله ، نيروهايشان را در صفهاى يك ، دو ، سه و يا چهار ستونى تقسيم مىكرد . براى مثال ، صفوف قبايل كنانه ، بنى ليث ، حمزه و سعد بن بكر ، به فرماندهى ابوواقد ليثى يك ستونى بود . صفوف قبيله اشجع دو نفره ، قبيله مزينه سه ستونى و قبيله جهينه چهار ستونى بود . اين تقسيمبندى موجب قدرت انعطاف و سرعت سپاه در هنگام اتخاذ مواضع جنگى مىگشت . يادآور مىشود كه نيروهاى مسلح در عصر ما تنها بر اساس صفوف سه يا چهار ستونى سازماندهى مىشود .
آنچه در سازماندهى نيروهاى اسلام به شكل يادشده مؤثر بود ، تصوير روشن و احاطه كامل فرماندهى نسبت به مسائل جنگ بود . سازماندهى جنگى با سازماندهى رژهاى كه در برابر ابوسفيان انجام شد متفاوت بود . رسول خدا ( ص ) فرماندهى هر گردان را به رئيس قبيله تشكيل