اصحاب رسول خدا ( ص ) از پرتو هدايت ، اصول و انگيزههاى اين شيوه كه در جنگهاى صدر اسلام آموختند ، نور مىگرفتند و در بيشتر جنگها پيروزى با آنان بود . اما با گذشت زمان ، آيندگان اين رويه را فراموش كرده ، آن را وانهادند . در نتيجه در بيشتر نبردها شكست خوردند . اين نكته به روشنى نشان مىدهد كه آن دورهء زمانى و انديشه و شيوههاى ابتكارىِ نظامى آن ، شايستهء آموزش و آزمون و اعتماد است . از اين رو ، در طول روزگار غزوهها و جنگهاى پيامبر ( ص ) مجال وسيعى براى آزمون و پژوهش بوده است . امروزه نيز براى استخراج و استنباط جنبههاى نظامى آن جنگها - كه در گذشته مورد غفلت قرار گرفته است - به تلاشى عظيم و فراگير نيازمنديم . جنگهاى پيامبر ( ص ) چشمهاى است ابدى و انديشهاى است جاودان كه فنون به جاى مانده از آنها با گذشت زمان از ميان نخواهد رفت .
دوم - ابتكار جنگى
رسول خدا ( ص ) به سازمان نظامى مفهوم حقيقىاش را بخشيد و دانشى را ابتكار كرد كه پيش از آن براى اعراب شناخته شده نبود . جنگهاى اعراب با انگيزههايى چون ارضاى خواستههاى نفسانى و تعصبهاى كوركورانه نسبت به سنتهاى بىفايده آغاز مىشد و حاصلى جز ويرانى نداشت . اين جنگها به شيوهء شورش و كرّ و فرّ و بدون هيچ نقشه و اسلوب مناسب و منظمى انجام مىشد ، تا اينكه رسول اكرم ( ص ) آمد و آن را مورد اهتمام جدى قرار داد .
نخستين جنبه مورد اهتمام رسول خدا ( ص ) در جنگ ، آمادگى دايم به منظور احتراز از غافلگيرى بود . از اين رو ، به منظور آموزش - كه پيوسته مورد نياز عناصر نظامى است - سَرِيّهها و غزوههاى فراوانى اعزام فرمود و طى آنها شيوهء صف در جنگ بدر و حضور فرمانده در قلب سپاه و تهيهء نيرو و سلاح لازم و توزيع مهمات جنگى ميان جنگجويان را ابتكار نمود .
از مهمترين درسهاى آموزندهء نظامى آن حضرت ، فرستادن جاسوسان براى كشف اسرار دشمن در خلال عمليات نظامى بود . آنان راههاى پنهانى را بدون سر و صدا مىپيمودند و اخبار مربوط به شمار افراد و ميزان تجهيزات دشمن را كشف مىكردند ، مانند فرستادن حذيفه در جنگ احزاب كه حضرتش در هنگام اعزام او فرمود : « برو و خبر قوم را برايم بياور و تا آنگاه كه نزد من بيايى كارى انجام مده » .