يكم - اهميت نظامى و تاريخى
رسول خدا ( ص ) پس از ورود به مدينه مبارزه نظامى را عليه مخالفان خويش آغاز كرد .
دستههاى نظامى متعددى را در قالب چندين سريه به نقاط گوناگون جزيرة العرب اعزام فرمود . فرماندهى اين نيروها يا بر عهدهء خود آن حضرت بود يا كسى را از سوى خود به فرماندهى مىگمارد . حضرتش با اين شيوه همهء دشمنان داخلى و خارجى خود را از ميان برداشت . دستاورد اين پيكارها ، پيدايش يك رويهء جنگى با اصول خاص خود بود كه در نزد مسلمانان و ديگر اقوام و ملل اهميت يافت و مورخان بسيارى مانند ابن شهاب زهرى ، واقدى و ابن هشام و ديگران تاريخ آن جنگها را به رشته تحرير درآوردهاند . نبايد فراموش كرد كه اين رويهء جنگى از ايمان به خدا سرچشمه مىگرفت و نتيجه طبيعى آن برخوردارى پيكارگران از قدرتى شكستناپذير و دلاورى و شجاعت بىنظير بود و ترس و دودلى در آنها راه نداشت .
انگيزهها و محركهاى اين اعتقاد به روشنترين وجهى در امور زير جلوه مىكرد :
1 . ايمان به هدفى و الا در راستاى تحقق عدالت انسانى .
2 . تلاش پىگير براى تحقق صلح و امنيت جهانى .
3 . پايان دادن به ستمگرى ، بهرهكشى ، گرسنگى و ديگر خويهاى ناپسند و ميراث فرهنگى نامعقول حاكم بر عرب جاهلى و ديگر اقوام و ملل آن روزگار .
اين شيوهء نظامى به فاصلهء اندكى پس از صدر اسلام شكل گرفت و اصول آن تبيين گرديد ؛ چه ، در روزگار خلفاى راشدين ، امويان و عباسيان و پس از آن جنگهاى فراوانى رخ داد كه در آنها ، نبردهاى دوره پيامبر مورد استناد قرار مىگرفت و احكام نظامى از آنجا اخذ مىگرديد و از عبرتها و تجربيات آن استمداد جسته مىشد . در حقيقت آنچه در دورههاى واپسين رخ داد ، ادامهء طبيعى جريان نخستين بود كه در مفاهيم ، اصول و انگيزهها نسبت به آنچه در عصر رسول اكرم پيش آمده بود - جز به مقتضاى شرايط جديد - بىاعتنا نماند .
مىبينيم كه صحابيان رسول خدا ( ص ) همان شيوه را در پيش گرفتند و آن را با دقت و درك عميق در جنگهايى كه همراه آن حضرت شركت داشتند و همچنين در جنگهاى قادسيه و يرموك و ديگر جنگهاى روزگار خلفا به اجرا درآوردند .