نمىتوانند كوچكترين پاسدار دين باشند و بيشتر به چهارپايان چرنده شبيهاند .
بدين گونه دانش با مرگ حاملانش مىميرد ، جز اينكه زمين از برپادارندهء حجّت خدا خالى نمىماند ، آشكار و نمايان و يا بيمناك و نهان تا حجتها و آيات الهى باطل نگردد .
و اينان چند نفرند و كجايند ؟ ! به خدا سوگند ، آنان كمترين تعداد را دارند و بيشترين منزلت را . خداوند با آنان ، حجّتها و دليلهاى روشن خويش را نگاه مىدارد تا آن را به امثال خود بسپارند و در دلِ همگنان خود بكارند . دانش ، آنان را به نهايت بصيرت و روح يقين رسانده و آنچه را نازپروردگان دشوار ديده براحتى پذيرفته و با آنچه نادانان از آن رميدهاند ، انس گرفتهاند . با كالبدهايشان با دنيا همراه گشتهاند و جانهايشان از ملأ اعلى آويخته است . اينان جانشينان خداوند در زمين و دعوتگران به دينش هستند . وه كه چه مشتاق ديدار آنانم !
اى كميل اگر خواستى بازگرد .
170 - - 43 . بخشى از وصيّت امام على به امام پاكنهاد ، ابومحمّد حسن بن على :
پسر عزيزم ! آنگاه كه ديدم سنّ و سالى بر تو گذشته و سستىام افزون گشته به [ نوشتن ] وصيّت خود براى تو پرداختم و در آن ، ويژگىهايى را برشمردم ، پيش از آن كه مرگ بر من شتاب آورَد و نتوانم آنچه را در دل دارم با تو بگويم ، يا در انديشهام كاستى پيش آيد ، چنان كه در جسمم پيش آمده ، يا خواهشهاى نَفْس و آشوبهاى دنيا به تو بشتابند و همانند اشتُرى رَمنده شوى .
و جز اين نيست كه دل جوانِ نوخاسته ، همچون زمينى ناكاشته است كه هر بذرى در آن افكنند ، مىپذيرد . از اين رو ، پيش از آن كه دلت سخت و خِرَدت گرفتار شود ، به تربيت تو پرداختم تا با انديشهاى استوار ، به كار روى آورى و از آنچه تجربهداران در پى آن بودند و آزمودند ، بهره برگيرى و رنج جستجو از تو برداشته شود و نيازت به آزمودن نيفتد . پس به تو آن رسد كه ما به تجربه بدان رسيديم و براى تو روشن شود آنچه ما تاريكش مىديديم .
و نيز از همين وصيت : ستم بر ناتوان ، زشتترين ستم است . بسى درد كه دارو بود و دارو كه خود ، درد بُوَد . چه بسا كسى كه از او انتظار خيرخواهى نرود ولى دل بسوزاند ؛ و بسى كسى كه از او خيرخواهى طلبند و خيانت ورزد .
نزهة الناظر وتنبيه الخاطر ( چشم تماشا ) ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: الحلواني
ص٩١