تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
به قصد مرسيه ترك كرد . از بليانه « 16 » گذشت و به دژ انوط « 17 » نزديكى مرسيه رسيد . مردم مرسيه به استقبال آمدند و چون به شهر درآمد شادمانى كردند و تحيت گفتند . هلال بن مردنيش او را هداياى بسيار داد . از جمله شمارى كنيزان زيباروى . خليفه بپذيرفت و به عطايا و صلاتش بنواخت . پس از چند روز مرسيه بر مردم تنگ شد و قحط و غلا سراسر شهر را بگرفت . بسيارى از موحدين و سپاهيان مزدور رغبت به بازگشتن به شهرهاى خود كردند . خليفه اجازت داد و بسيارى بازگشتند . در ماه صفر سال 568 ه بار ديگر سپاهيان را عطا داد . هر سوار كامل را پنج مثقال زر و غير آن را چهار مثقال و هر پيادهء كامل را دو مثقال و غير آن را يك مثقال و نيم . و همگان پراكنده شدند . خليفه در مرسيه كه بود به تنظيم امور مملكت شرقى پرداخت . هلال بن مردنيش و برادرانش و عم او ابو الحجاج يوسف را نزد خود فراخواند و بنواخت و خواست كه با زن و فرزند خود همراه او حركت كنند و ابو الحجاج را امارت بلنسيه و اطراف آن داد و ابن عيسى سردار سپاه را به همان مقام كه بود ، ابقاء كرد . در اول ماه ربيع الاول خليفه از مرسيه به اشبيليه بازگشت . در راه به غرناطه راه كج كرد و برادر خود السيد ابو سعيد را به امارت آنجا نهاد . در روز هجدهم ربيع الاول سال 568 ه / نوامبر سال 1172 م به اشبيليه وارد شد . خاندان ابن مردنيش نيز با او بودند . آنان را در قصر ابن عباد جاى داد و چند خانهء ديگر براى آنها خريد . غانم بن مردنيش را سردارى سپاه اندلسيان و اصحاب پدرش و اهل ثغور و لشكريان اشبيليه داد . هلال و برادرانش در زمرهء مشايخ درآمدند و در مجلس عالى او شركت مىجستند و در كارها مباشرت مىكردند . غانم با سپاه خود در اراضى قشتاله به جنگ رفت و دلاوريها نمود آن‌سان كه به كفايت و شجاعت ضرب المثل گرديد .
هامش
( 16 ) . به اسپانيايىanelliV .( 17 ) . به اسپانيايىodugatenoM، خرابه‌هاى آن تا امروز برجاى است .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 64 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان