تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥

4

در همان هنگام كه خليفه ابو يعقوب يوسف بن عبد المؤمن در مرسيه درنگ كرده بود تا از رنج آن نبرد ناميمون بياسايد ، در جانب غربى شبه جزيره حوادث مهمى اتفاق مىافتاد . پادشاه پرتغال كه در ماه شعبان سال 564 ه / 1169 م در نبرد بطليوس ناكام شده بود ، به‌جاى خود آرميده بود و چشم به راه حوادث مىداشت چون سپاه موحدين ، رهسپار غزوهء وبذه شد ، او نيز فرصت مغتنم شمرد و به آهنگ استيلاء بر شهر باجه لشكر بياراست . باجه مهمترين پايگاههاى ولايت غربى در آن منطقه بود . از آن هنگام كه سيد راى بن وزير از امارات باجه بر كنار شده بود و موحدين سيادت خويش بر ولايت غربى گسترده بودند ، امارت باجه نيز ميان حفاظ موحدين دست به دست گرديد . روزگارى عمر بن تيمصلت تينمللى امارت باجه داشت و پس از او يكى از طلبهء بربرى به نام عمر بن سحنون امارات يافت . عمر ابن سحنون مردى بىسياست بود ، غوغائيان و سفلگان را به خود نزديك ساخت و مردى بدوى از فرومايگان باجه را وزارت خويش داد . ابن سحنون دست ستم بگشود و خونهار ريخت و اموال مردم به باطل بستد و آنان را تازيانه زد . قاضى شهر عمر بن زرقاج نيز كه مردى ستم‌پيشه و مغرض بود او را در طغيانش يارى مىداد . در تحت تاثير جمعى سفلگان و فجار بعضى از اعيان و فقها را بكشت و شهر پرآشوب گرديد و خبر به اشبيليه رسيد . در اواخر سال 567 ه / تابستان سال 1172 م ، هنگامى كه خليفه ابو يعقوب يوسف لشكر به وبذه مىبرد حال باجه بر اين‌سان بود . اين حال بر مسيحيان كه دو روستاى باجه يعنى يابره و قصر ابى دانس را در اختيار داشتند پوشيده نبود . از اين‌رو آلفونسو هنريكيز عزم فتح باجه نمود و سردار و ياور خود جرالدوى دلير را با سپاهى به باجه فرستاد . بدبختانه وضع دفاعى شهر خوب نبود و حتى بعضى از برجها در شب نگهبان نداشت و سبب آن بود كه ابن سحنون مواجب سپاهيان را نمىپرداخت . برج قصبه معروف به برج الحمام نيز به همين نحو بدون پاسبان شب بود . در شب اول محرم
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 65 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان