طبيب نابغه عبد الملك بن زهر بود و اين همان كسى است كه ابن رشد او را با عنوان بزرگترين طبيب بعد از جالينوس مىستايد . چون ابو يعقوب يوسف به خلافت رسيد و به اندلس آمد تا در آنجا اقامت كند ، مكانت ابن رشد در نزد خليفه بيفزود و به يارى استادش ابن طفيل كه در اين هنگام طبيب مخصوص خليفه و دوست و ناصح او بود در دربار جاى پايى استوار يافت . خليفه نيز پس از چندى او را در كنار ابن طفيل قرار داد .
ابن رشد بيشتر اوقات - چه در مغرب و چه در اندلس - در دربار خليفه مىزيست . چون خليفه ابو يعقوب يوسف در سال 580 بمرد و پسرش ابو يوسف يعقوب بهجاى او نشست ، ابن رشد منصب خود - طبيب مخصوص خليفه - را حفظ كرد و چون ابن طفيل نيز روى در نقاب خاك كشيد ، ابن رشد در مقام خويش تنها ماند . خليفه ابو يوسف يعقوب المنصور نيز چون پدرش به علوم و فنون علاقه داشت و از اينرو ابن رشد سخت مورد توجه او بود .
ابن رشد در خلال اين احوال به اوج عظمت علمى خود رسيده بود و بسيارى از كتب طبى و فلسفى خود را تأليف كرده بود . مهمترين تاليفات او شروح اوست بر فلسفهء ارسطو و گويند آنكه وى را بدين كار ترغيب كرد استادش ابن طفيل بود . « 24 » اين شروح حاوى چند كتاب و رساله است كه مجموعهاى است از آثار ارسطو در طبيعيات و الهيات و تلخيض « كتاب مابعد الطبيعه » و تلخيص « كتاب الاخلاق » و تلخيص « كتاب البرهان » و تلخيص « كتاب السماع الطبيعى » و شرح « كتاب النفس » و آثار ديگر . ديگر از آثار او شرح « ارجوزهء ابن سينا » ست در طب و تلخيص چند كتاب جالينوس چون « كتاب المزاج » و « كتاب القوى الطبيعيه » و « كتاب العلل و الاعراض » و « كتاب الحميات » و « كتاب الادوية المفرده » و غير آنها . اما مشهورترين مصنفات طبى او « كتاب الكليات » « 25 » است شامل همه ابواب كلى و اصلى طب . اين كتاب مقابل كتاب « التيسير » استادش
هامش
( 24 ) . المعجب ، ص 136 .
( 25 ) . در يكى از سفرهايم به غرناطه نسخهء خطى نادرى از كتاب الكليات را در كتابخانه دير كرومنتى نزديك غرناطه يافتم .