تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
اشراقى و تصوف بود و در علم طب و اصول درمان حذاقت فراوان داشت . همچنين در فقه و ادب استادى توانا بود و شعر و نثرش در اوج بلاغت و از فنون مختلف آگاهى داشت . ابن طفيل خدمت دولتى را در نزد احمد بن ملحان الطائى كه در سال 540 ه بر شهر اووادىآش غلبه يافته بود آغاز كرد . چون حكومت ابن ملحان پس از چند سال برافتاد ، ابن طفيل به خدمت موحدين درآمد و به دبيرى والى غرناطه گماشته گرديد . چون السيد ابو يعقوب يوسف بن عبد المؤمن امارت اشبيليه يافت و جمعى از علما و متفكران را به گرد خود جمع آورد ، ابن طفيل نيز در ميان آنان بود . امير ابو يعقوب شركت در مجالس علم را دوست مىداشت و چون بعد از پدر در سال 558 ه به خلافت رسيد ، ابن طفيل را به عنوان طبيب خاص خود برگزيد و علاوه بر آن او را به كارهاى گران مىفرستاد ، مثل وقتى كه او را براى متحد ساختن طوايف عرب و ترغيب آنان به جهاد به ميان آنان فرستاد . ابن طفيل در شعر نيز مهارتى شگرف داشت و در همين سفر بود كه در برانگيختن عربها به جهاد قصيده‌اى را كه خود ساخته بود برخواند به اين مطلع :
اقيمو صدور الخيل نحو المضارب * لغز و الاعادى و اقتناء الرغائب
چون ابو يعقوب يوسف در اواخر سال 566 ه به اندلس آمد و اقامتش در اشبيليه چند سال مدت گرفت ، سه تن از بزرگترين اطبا و فلاسفه مسلمين در خدمت او بودند : ابو بكر بن طفيل طبيب خاص و شاگرد او ابو الوليد بن رشد و علامهء طبيب ابو بكر بن زهر . خليفه به مصاحبت او و فراگرفتن علم از او سخت رغبت مىورزيد و پيش از اين آورديم كه ابن طفيل در اين سالها شاگرد خود ابن رشد را به تلخيص جديدى از شروح فلسفهء ارسطو فرمان داد . ابن طفيل رابط ميان خليفه و علما بود ، از سوى خليفه آنان را از اقطار مختلف دعوت مىكرد و آنان را به خليفه معرفى مىنمود و خليفه را به اكرام ايشان برمىانگيخت . از جمله ، او بود كه شاگرد خود ابن رشد را در نزد خليفه ستود و فضائل او را برشمرد تا در نزد خليفه مكانت خويش بيافت . چون خليفه ابو يعقوب يوسف در سال 580 ه پس از شكست در جنگ شنترين