تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
تسليم و شروط آن را مىنوشت . سپس از سوى ابو جميل زيان به تونس آمد تا نداى مردم اندلس به گوش جهان اسلامى برساند . در اين سفر بود كه قصيده خود را به مطلع :
ادرك بخيلك خيل الله اندلسا * ان السبيل الى منجاتها درسا
سرود و خواند و ما در جاى خود از اين واقعه ياد كرديم . آنچه بر آن مىافزائيم اين است كه ابن الابار از اين واقعه سخت ملول شد و ديگر در وطن منكوب ماندن نتوانست و از آنجا بار ديگر رهسپار تونس شد . در اواخر سال 636 ه به تونس رسيد . چندى در كنف حمايت امير آن ابو زكريا الحفصى بزيست و نگارش علامت سلطانى بر عهدهء او بود . در سال 647 امير ابو زكريا بمرد و پسرش المستنصر باللّه به‌جاى او نشست . ابن الابار در زمرهء خواص مجلس علمى او درآمد ، ولى به زندگى خويش اطمينان نداشت زيرا همواره در معرض دسايس دشمنان خود بود . تا روزى به سلطان تلقين كردند كه ابن الابار بر او طعن مىزند و در پردهء تعريض او را به ريشخند مىگيرد . سلطان فرمان داد او را تازيانه بزنند سپس بكشند . چنان كردند و پس از تازيانه به ضرب نيزه كشتند و در همانجا كه كشته بودندش كتابهايش را آتش زدند . مرگ او بدين‌گونه دلگداز در روز بيست و يكم محرم سال 658 ه / هشتم ژانويهء سال 1260 م بود . بدينگونه به زندگى يكى از شخصيتهاى بزرگ اندلس در قرن هفتم هجرى پايان داده شد . از ابن الابار آثار بسيار منظوم و منثور باقى مانده است . نفيسترين نوشته‌هاى او نوشته‌هاى تاريخى اوست . از آن‌رو كه خود در متن حوادث بوده نوشته‌هاى تاريخى او از ارزش فراوانى برخوردار است . مهمترين مصنفات او در تاريخ بدون شك كتاب « التكمله لكتاب الصله » ست كه در ضمن شرح احوال رجال مطالب تاريخى بسيارى را دربردارد . ابن الابار اين كتاب را به اشارهء استاد خود ابو الربيع بن سالم بزرگ علماى شرق اندلس در آن روزگار ، نوشته است و خواسته است كه كتاب او تكملهء كتاب « الصلهء » ابن بشكوال قرطبى باشد .