تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
ابن الابار مىگويد كه كتاب خود را در سال 636 ه به پايان آورده « 63 » و تا سال 655 ه يعنى دو سال پيش از وفاتش در آن نظر مىكرده است و بر آن مىافزوده « 64 » . ابن الابار در « التكمله » توجه خاصى به علماى شرق اندلس و حوادث تاريخى آن دارد . ابن الابار در اين منطقه زاده شده و جوانى خويش به‌سرآورده و با جماعت كثيرى از علماى آن ديار ديدار كرده است . ديگر از آثار ابن الابار كتاب « الحلة السيراء » است . و آن نيز مجموعهء نفيسى است در رجال اندلس و مغرب ، از قرن اول هجرى تا قرن هفتم . ديگر كتاب « المعجم فى اصحاب القاضى ابى على الصدفى السرقسطى » . ابن الابار در اين كتاب از قاضى عياض كه در شرح احوال شيوخ خود معجمى ترتيب داده تقليد كرده است . اينهاست چند مجموعهء تراجم از ابن الابار كه به دست ما رسيده است « 65 » از خلال بعضى آثار او درمىيابيم كه او را دو معجم ديگر بوده است ، معجمى از شيوخ خود و معجمى از اصحاب ابن العربى . يكى ديگر از آثار او كه به دست ما رسيده مجموعهء كوچكى است به نام « اعتاب الكتاب » شامل شرح‌حال جمعى از دبيران اندلس و مشرق « 66 » . ابن الابار آثار ديگرى هم داشته كه به دست ما نرسيده است چون « درر السمط و اخبار السبط » المقرى در « نفح الطيب » از اين كتاب ياد مىكند و خود از آن برگرفته است . ديگر كتاب « معدن اللجين فى مراثى الحسين » نيز در كتابخانهء اسكوريان مخطوطى است با عنوان « تحفة القادم » تأليف ابن الابار و آن گزيده‌اى است از اشعار شعراى اندلس و غير آن‌كه همراه با شرح‌حال آنهاست .
هامش
( 63 ) . التكمله شمارهء 1660 ( 64 ) . التكمله شماره 1656 . ( 65 ) . كتاب « التكمله » در دو جلد در مادريد به سال 1887 به چاپ رسيده و نيز چاپ ناقصى از آن در قاهره ( 1955 ) « المعجم فى اصحاب القاضى ابى على الصدفى » را نيز كتابخانه الاندلسيه در سال 1886 چاپ كرده . الحلة السيراء يك‌بار به كوشش دوزى به‌طور ناقص و با حذف بعضى از تراجم به چاپ رسيده به سال 1851 و بخشى از آن تحت عنوان نصوص بنى عباد» muradidabbA airotsiH «به كوشش دوزى به چاپ رسيده و بعضى ديگر به كوشش ميللر درegartieB .اخيرا دكتر حسين مونس سراسر كتاب را محققانه در سال 1964 به چاپ رسانيده است . ( 66 ) . نسخهء خطى در كتابخانهء اسكوريال شماره 1731 الغزيرى .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 562 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان