دوباره به اشبيليه منتقل گرديد و تا اواخر عصر موحدين همچنان در اشبيليه بود .
فرمانرواى كل اندلس غالبا يكى از پسران يا برادران خليفه بود و از فرزندان خليفه نخستين كسى كه بدين مقام رسيد السيد ابو يعقوب يوسف بن عبد المؤمن بود ، كه در سال 551 ه بنا به خواست و ميل مشايخ اشبيليه به آنجا فرستاده شد . برادر يا پسر خليفه در اشبيليه دربار كوچكى داشت و جمعى از رجال و شخصيتهاى اندلسى بر گرد او بودند . از جمله اين دربارها دربار السيد ابو يعقوب يوسف بن عبد المؤمن بود ، بدان هنگام كه حاكم اشبيليه بود . پس از وفات پدر و رسيدن به خلافت بار ديگر به اشبيليه رفت و سالى چند در آنجا اقامت گزيد . پسرش ابو يوسف يعقوب المنصور نيز چنين بود .
در عهد ابو يعقوب و پسرش المنصور ، اشبيليه آباد شد و در آن بناهاى عظيم و فخيم احداث گرديد . از جملهء اين بناها مسجد جامع اشبيليه است و صومعهء ( مناره ) آن ( لاخير الدا ) و قصور و بستانسراهاى موحدى در بيرون دروازهء باب جهور و حصن الفرج و قنطرهء طريانه و غير آن كه در اين كتاب به تفصيل در باب آنها سخن گفتهايم .
هريك از ولايات اندلسى حكومت محلى خود را داشت . در كنار والى موحدى وزير و دبير و كارگزار و مشرف بر جمع خراج نيز به كار مشغول بودند . البته اين غير از مناصب قضا و خطبه و شوراست .
اعضاى اين حكومتهاى محلى معمولا از مردم اندلس بودند و مشاغل دبيرى و قضاء بر عهدهء آنان بود . بعضى از فرزندان يا برادران خليفه در حكومتهاى محلى خود دبيران بزرگ اندلسى را به كار مىگرفتند و اين بر روال دربار مراكش بود . مثلا مىبينيم كه السيد ابو سعيد پسر خليفه عبد المؤمن به هنگام ولايت غرناطه براى دبيرى خود كاتب و شاعر بزرگ احمد بن عبد الملك بن سعيد العنسى را به خدمت گرفت « 30 » . و در اواخر عهد موحدى السيد ابو زيد بن محمد بن يوسف بن عبد المؤمن والى بلنسيه ، يكى از بزرگترين ادبا و شعراى اندلس ابن الابار القضاعى را به وزارت و كتابت خود
هامش
( 30 ) . الاحاطه فى اخبار غرناطه ( 1956 ) ج 1 / ص 224 .