خلافت بودند كه هرچند اين كشمكشها در مغرب بود ولى در اندلس هم بازتاب داشت .
ابو محمد عبد الله بن يعقوب المنصور ملقب به العادل نخست در اشبيليه بر ضد عمش ابو محمد عبد الواحد قيام كرد . پس از او برادرش ابو العلى ادريس ملقب به المأمون باز هم در اشبيليه قيام كرد و ادعاى خلافت نمود و اندلس را كه قواى موحدين از آنجا رفته بودند به حال خود رها كرد و به مغرب رفت . اندلس بىدفاع در برابر سيل عظيم لشكر مسيحيان واقع شد و اين امر سبب شد كه اندلس در مدت كمتر از بيست و پنج سال همهء شهرهاى مهم خود را از دست بدهد .
3 - حكومت موحدين در اندلس
نظام حكومت مرابطى در اندلس صبغهء نظامى داشت . بيشتر حكام ولايات اندلس از سرداران بزرگ سپاه بودند ، چون سيرين ابى بكر اللمتونى و محمد بن الحاج و مزدلى بن تيولتكا و يحيى بن غانيه و غير ايشان . ولى نظام حكومت موحدى به صبغهء مدنى بيشتر گرايش داشت . اندلس يا چنان كه در رسائل رسمى موحدين آمده شبه جزيرهء اندلس آنسان كه در عصر مرابطين بود ، در عصر موحدين هم يكى از اقطار دولت بزرگ موحدى بود و به چند ايالت تقسيم مىشد : يكى ايالت غرب ( شلب و حوالى آن ) و باجه و يابره . ديگر بطليوس و مارده و توابع آن ديگر اشبيليه كه بزرگترين منطقه در آن سرزمين بود و مشتمل بود بر شريش و شذونه و اركش و قرمونه و استجه و قرطبه و حوالى آن و جيان و حوالى آن كه مشتمل بود بر بياسه و ابده و ديگر غرناطه كه مشتمل بود بر وادى آش و منكب و بسطه و المريه و حوالى آن و مالقه و حوالى آن كه توابع آن گاه تا سبته و جزيرة الخضراء كشيده مىشد . و ديگر بلنسيه كه مشتمل بود بر شهرهاى قسطلونه و الجزيره و شاطبه و دانيه و جزاير شرقى . و ديگر مرسيه كه مشتمل بود بر لقنت و اوريوله و لورقه . متولى حكومت اين ولايات معمولا فرزندان و برادران و خويشاوندان و دامادهاى خليفه بودند . اشبيليه مركز دولت موحدى در اندلس بود . در اواخر عهد عبد المؤمن مركز به قرطبه انتقال يافت ولى پس از مدت كوتاهى